اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢٨٣ - ١ شناخت خدا
اخباريان و اصوليان و متكلّمان، ظن و گمان در اينباره كفايت نمىكند.[١] پس از ايمان به وجود خداوند، شناخت او نيز به صورت اجمالى، واجب است،[٢] چه اين وجوب را همانند معتزله و اماميه، عقلى بدانيم، و چه رأى اشاعره را بپذيريم- كه گفتهاند: وجوب معرفتالله، سمعى و نقلى است،[٣] امّا درباره راه رسيدن به اين شناخت، اختلاف است.
متكلّمان بر اين اعتقادند كه عقل در معرفت مبدأ، مستقل است[٤] و بايد از راه تفكّر و تأمّل، به اين معرفت رسيد؛[٥] امّا اخبارىها عقيده دارند كه علم و يقين در شناخت خداوند و ديگر اصول دين، بايد از آثار اهلبيت (عليهم السلام) و با مراجعه به گفتار آنان بهدست آيد.[٦] مجلسى اوّل (م ١١٧٠ ق) نيز صراحتاً روش متكلّمان را بيهوده خوانده است:
براى شناخت خدا، ادلّه بسيارى فوق حدوحصر، در قرآن و اخبار ائمّه اطهار آمده، و خود اين آيات و اخبار، كافى است و احتياجى به كتب متكلّمان نيست.[٧]
محمّدامين استرآبادى (م ١٠٣٦ ق)- كه راه معرفت و علم به اصول عقايد را منحصر در كلمات معصومان (عليهم السلام) مىداند-، معتقد است:
در عقايد، جايز نيست به مقدّمات عقليهاى تمسّكشود كه عادتاً در آنها خطا
وجود دارد.[٨]
[١] ١. رسائل الشريف المرتضى، ج ١، ص ٢١١؛ رسائل الشهيد الثانى، ج ٢، ص ٧٥٧؛ فرائد الاصول، ج ٣، ص ٣٢٤؛ الفوائد الطوسية، ص ٣٢٤.
[٢]. تمهيد الاصول فى علم الكلام، ص ٣؛ نهج الحق و كشف الصدق، ص ٥١.
[٣]. مهمترين دليل اين وجوب، سپاسگزارى در برابر نعمتهاى ظاهرى و باطنىِ فراوانى است كه خداوند به ما داده، و اگر به نعمتهايش اعتراف نكنيم و رضايش را به دست نياوريم، سزاوار ملامت خواهيم بود( ر. ك: حقائق الإيمان، ص ٥٩).
[٤]. گرچه در شناخت معاد، مستقل نيست( رسائل الشهيد الثانى، ج ٢، ص ٧٥٤).
[٥]. قواعد المرام فى علم الكلام، ص ٢٨- ٢٩.
[٦]. راه صواب، ص ٣- ٥؛ الوافى، فيض كاشانى، ج ١، ص ١١. وى مىگويد:« تنها راهِ رسيدن به معرفت در اصول عقايد، احاديث اهلبيت( عليهم السلام) و فراگرفتن آثارى است كه از ائمّه نقل كردهاند».
[٧]. لوامع صاحبقرانى، ج ١، ص ٢١- ٢٢.
[٨]. الفوائد المدنية، ص ١٢٢ و ١٢٨.