اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢٧٧ - استدلال بر ملازمه
اصوليان افزون بر ردّ دلايل اخباريان، به آيات و رواياتى نيز استدلال كردهاند؛ مانند آيات و رواياتى كه امر به معروف مىكند و از منكرات نهى مىكند؛ با انضمام اين مقدّمه كه هرانچه به حكم عقل، نيكو باشد، «معروف» است و هرانچه به حكم عقل، ناپسند و قبيح باشد، «منكر» است.[١] ولى مهمترين ركن استدلال آنان، حجّيت ذاتى قطع است و ديگر دلايل، همانند آيات و رواياتى كه گوياى حسن و قبح افعالاند و ...، بر فرض صحّت، دلالت بر اين دارند كه عقل بشر مىتواند به برخى از مصالح و مفاسد پىببرد و در نتيجه، حُسن و يا قبح كارى را درك كند؛ ولى بخش مهمّ استدلال، باقى مىمانَد و آن درك كردنِ «وجوب» و يا «حرمت» كارها توسط عقل است. آنچه اخباريان انكار مىكنند، همين بخش است و مىگويند: چگونه مىتوان به چنين نتيجهاى رسيد؟ مگر همه كارهاى قبيح، حراماند و همه كارهاى نيكو واجباند؟!
[١]. تفسير التبيان، ج ٤، ص ٥٦٠؛ مناهج الأحكام و الاصول، ص ١٤٨؛ مطارح الأنظار، ج ٢، ص ٣٧٣؛ تفسير نمونه، ج ٦، ص ٣٩٧.