اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٥٦ - تمسك به حديث در مراحل فقه
١. ابنجنيد اسكافى (م ٣٨١ ق) كه از پيشگامان تدوين[١] علم اصول شيعه است، در عمل به قياس، با مذاهب اهلسنت موافق بود و اين مؤيدى بود كه اصول، صبغه و رنگ سنّى دارد.
٢. بسيارى از اصطلاحات علم اصول، همان اصطلاحات اصولى اهلسنت بود؛ مانند اجتهاد و اجماع؛ در حالى كه اختلاف جوهرى و اساسى بين اصطلاحات اصولى شيعه و سنّى وجود دارد.
٣. اخبارىها با استفاده از عقل در شريعت مخالف بودند و آن را حركتِ انحرافىِ سنّىها مىدانستند كه خواستند با تكيه بر فكر خودشان و با «اجتهاد به رأى»، احكام شرع را بيان كنند. از اينرو، جايگاهى كه عقل در علم اصول و نقشى كه اصولىها براى عقل در استدلالهاى خود قائل بودند، زمينهساز مخالفت با حركت اصولى در بين شيعه بود؛ با اين پندار كه اين، همان مسير انحرافى اهلسنت است و بايد مانند اصحاب ائمه (عليهم السلام)، بدون نياز به اصول، احكام را به دست آورد.[٢]
تمسّك به حديث در مراحل فقه
گذشت كه اختلافات مربوط به اعتبار حديث در قياس با عقل، در قالب دوگروه اصحاب رأى و اصحاب حديث، پديدار شد. گونه ديگرى از تحوّل حديث در جامعه شيعه، از جهت شيوه استفاده در آثار مكتوب است كه آيا حفظ لفظ حديث و نيز ذكر سند آن، مورد تأكيد بوده يا نه. به اجمال اشاره شد كه شهيد صدر، اخباريگرى فقيهان امامى را در سدههاى نخست، اقتضاى يكى از مراحل رشد فقه مىداند و آن را غير از پديدهاى به نام مكتب اخباريگرى مىشناسد.[٣] با مراجعه به
تاريخ فقه، مىتوان ديدگاه شهيد صدر را پذيرفت كه فقه اماميه داراى مراحل گوناگونى بوده و به تدريج تكامل يافته است:
[١]. كتابى دارد به نام الإفهام لُاصول الأحكام( الفهرست، ص ٢٠٩، ش ٦٠١) و كتاب كشف التمويه والإلتباس نيز در همين زمينه است( الرسائل الاصولية، تحقيق مؤسسه مجدّد وحيد بهبهانى، ص ١٧).
[٢]. المعالم الجديدة للُاصول، ص ٧٧- ٨٠؛ تاريخ علم اصول از نگاه شهيد صدر، ص ١٠٩- ١١٢.
[٣]. المعالم الجديدة للُاصول، ص ٨٠- ٨١.