اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٤٧٦ - مرجحات غيرمنصوص
٨. هر گاه يك خبر متعارض مشافهه باشد و ديگرى مكاتبه، مشافهه مقدّم بر مكاتبه است؛ زيرا در مكاتبه احتمال خللى است كه در مشافهه نيست.
٩. فصاحت و افصحيت (زيادترى فصاحتِ) كلام. اگر فصاحت، به حدّى برسد كه بعيد به نظر برسد غيرمعصوم چنين سخن بگويد مانند خطبههاى نهجالبلاغه و صحيفه سجاديّه و امثال اينها، اين از قوىترين مرجّحات است. چنانچه دو روايت، اختلاف سندى و يا متنى داشته باشند، اين فصاحت يا افصحيت، از مرجّحات است.[١]
١٠. چنانچه دلالت يكى از دو خبر به واسطه سوگند و غيرآن، مؤكّد شده، در اين صورت، خبر مؤكّد، بر روايت ديگر رجحان دارد.[٢]
١١. عامّ غيرمخصّص و مطلق غيرمقيَّد بر عامّ مخصّص و اطلاق مقيّد، رجحان دارد.[٣]
١٢. چنانچه به يكى از آن دو روايت، افرادى عمل كرده باشند كه خبر واحد را حجّت نمىدانند (مانند: سيّد مرتضى و ابنادريس)، معلوم مىشود كه آن روايت در نزد آنان قطعى بوده است و آن رجحان دارد.
١٣. چنانچه يكى از دو حديث، موافق با حكم عقل باشد، بر ديگرى رجحان دارد.[٤]
١٤. آن روايتى كه راوى آن، فقيه است، بر روايتى كه راوى آن، غيرفقيه است، مقدّم مىشود.
١٥. آن خبرى كه علّت حكم در آن ذكر شده، بر روايتى كه علّت حكم را بيان نكرده، مقدّم است.[٥]
[١]. تهذيب الوصول، ص ٢٧٩؛ الوافية، ص ٣٢٣؛ الفوائد، ص ٢١٣.
[٢]. مبادى الوصول، ص ٢٧٩؛ الوافية، ص ٣٢٣.
[٣]. تهذيب الوصول، ص ٢٧٩؛ الفوائد الحائرية، ص ٢٢٤.
[٤]. الفوائد الحائرية، ص ٢٢٩ و ٢٣٢.
[٥]. مبادى الوصول، ص ٢٣٥ و ٢٣٧؛ مفاتيح الاصول، ص ٦٨٩ و ٦٩٨.