اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٤٣ - ١ زراره
حمران گفت: ابو عبدالله (ع) به من فرمود: «همانا در كتاب على (ع) آمده است كه وقتى [اهل سنّت] نماز جمعه را در وقت مىخوانند، شما نيز همراه آنان بخوانيد». به حمران گفتم: اين، شدنى نيست [كه چنين سخنى فرموده باشد]. امام به تقيه، با تو سخن گفته است. به دشمن خدا اقتداكنم؟!».
حمران گفت: چگونه مىگويى در حال تقيه، با من سخن گفته؟! من كه چيزى نپرسيده بودم؛ خود امام آغاز به سخن گفتن كرد و فرمود: «در كتاب على (ع) آمده است كه وقتى نماز جمعه را در وقت مىخوانند، شما نيز همراه آنان بخوانيد». در چنين حالى، چگونه اين سخن از سرِ تقيه بوده باشد؟! گفتم: [بههرحال،] در حال تقيه بوده و چنين كارى (اقتدا به امام جمعه آنان) جايز نيست.
چنان كه پيداست، زراره بهطور قطع، برداشت حمران را كه كاملًا مطابق ظاهر حديث است، ردّ مىكند و سخن امام را از باب تقيه مىداند. چندى بعد كه دو برادر با هم خدمت امام صادق (ع) مىرسند و حمران ماجرا را بازگو مىكند:
امام فرمود: «در كتاب على (ع) چنين آمده است كه وقتى اينها نماز جمعه را در وقت مىخوانند، همراه آنان بخوانيد؛ ولى [پس از سلام آنان] از جاى خود بلند نشويد و دو ركعت ديگر به آن اضافه كنيد».
گفتم: پس من چهار ركعت نماز خود را خودم بخوانم و اقتدا نكنم؟ امام فرمود:
«بله» و سپس سكوت كرد. آنگاه، برادرم حمران نيز ساكت شد و هردومان راضى شديم.[١]
البته زراره نيز مانند هرمجتهد ديگرى، گاهى خطا مىكرد[٢] و حتى گاهى به نظر مىرسد كه بيش از حدّ مجاز، به عقل خويش و برداشتهاى اجتهادىاش اعتماد
[١]. تهذيب الأحكام، ج ٣، ص ٢٨، ح ٩٦.
[٢]. مانند اختلاف نظر وى با عبداللهبن ابىيعفور، كه چون مسئله را با امام صادق( ع) در ميان گذاشتند، نظر عبدالله را تأييد كرد و فرمود:« ... زراره در سنّت، به خطا رفته است»( الكافى، ج ٦، ص ٥٠٨، ح ٥).