اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣٩٧ - اخباريان و تقليد از ميت
ثانى، كتابى[١] نوشته و در آن كتاب، فتاواى شيخطوسى را مورد بررسى قرار داده كه وى در نزديك به چهل مسئله، ادّعاى اجماع كرده، و خود برخلاف آن اجماع، يا فتوا داده و يا ادّعاى اجماع برخلاف آن كرده است. بر اين اقوال نمىشود اعتماد كرد و تقليد از مجتهدانْ جايز نيست، خواه مجتهد در حال حيات بوده و يا از دنيا رفته باشد.[٢]
پس نتيجه مىگيريم كه اخباريان، در تقليد از ميّت، دو ادّعا دارند: يك. تقليد از مجتهدى كه از دنيا رفته و به ظواهر كتاب و سنّت و ادلّه عقليه و اجماع فتوا داده، جايز نيست، چنانچه اين تقليد از او در حال حياتش جايز نيست.
دو. تقليد از فقيهى كه فقط به محكمات كتاب و سنّت و كلمات ائمّه (عليهم السلام) فتوا داده، جايز است، خواه در حال حيات باشد و يا نباشد.
پس آنچه را كه عدّهاى از بزرگان،[٣] به اخباريان نسبت دادهاند كه آنان تقليد از ميّت را جايز مىدانند، اين سخن بهطور اطلاق، صحيح نيست؛ بلكه بايد آن را مقيّد كرد. لذا سيّد حكيم، صحّت اين نسبتى را كه به اخباريان داده شده- كه آنان تقليد از ميّت را جايز مىدانند- قابل تأمّل و اشكال مىداند.[٤]
اخباريان در ادّعاى اوّل- كه تقليد از ميّت را جايز نمىدانند-، با مشهور مجتهدان در عدم جواز، موافق هستند، هرچند هر كدام راهى را براى عدم جواز تقليد از ميّت پيمودهاند كه در بحث تقليد بدانها اشاره شد.
امّا دليل اخباريان نسبت به ادّعاى دوم، اين است كه آنان مىگويند: موت فُقَها در آن فتاوى، اثرى ندارد و سخنان آنان هرگز نمىميرند؛ زيرا قول ايشان همان
آيات محكم و سخنان ائمّه (عليهم السلام) است كه نقل به معنا شده و تا روز قيامت، تغييرپذير نيستند، چنانچه از پيامبر خدا (ص) نقل شده كه مىفرمايد:
[١]. رسائل الشهيد الثانى، ج ٢، ص ٨٤٥.
[٢]. راه صواب، ص ١١.
[٣]. مانند شيخانصارى در مطارح الأنظار( ج ٢، ص ٤٣١) و سيّدخوئى در التنقيح فى شرح العروة الوثقى( ج ١، ص ٧٣).
[٤]. مستمسك العروة الوثقى، ج ١، ص ٢٢.