اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣٩ - متكلمان و اصحاب حديث شيعه
شكى در اين نيست كه پارهاى از مبانى و رويكردهاى مكتب اخباريگرى، در انديشههاى متقدّمان نيز كم و بيش وجود داشته است. از اين رو، برخى از نويسندگان بر اين باورند كه استرآبادى احياگر اين رويكردها بوده است؛ چنان كه مىگويند:
ظهور مسلك اخبارى در سده ١١ ق كه توسط محمّدامين استرآبادى بنياد نهاده شد، احياى دوباره گرايش اصحاب حديث قديم امامى بود. درواقع، اصول و مبانى طريقهاى كه او استوار ساخت، در سنّت اماميه بىسابقه نبود و بررسى فقه اصحاب حديث امامى، مىتواند اين نكته را روشن كند.[١]
پس از اثبات وجود اين رويكردها، بايد روشن شود كه آيا اين رويكردها در سدههاى نخست، در قالب يك مكتب و رويكردى تمايزآفرين مطرح بوده است يا در حدّ گرايشى خُرد؟ آيا صاحبان اين رويكردها، از ديگر عالمان شيعه متمايز بودهاند؟ پاسخ اينگونه سؤالات را در مباحث آينده مىتوان يافت.
متكلّمان و اصحاب حديث شيعه
با توجه به نقش محورى «امام» در منظومه اعتقادى شيعيان، كاملًا طبيعى است كه ببينيم گرايش به حديث، رويكرد غالب در ميان اصحاب ائمه (عليهم السلام) است. با اين حال، چنان نبود كه همه اصحاب ائمه (عليهم السلام) محدّث باشند؛ بلكه برخى از آنان در همان حال كه فقيه بودند، متكلّم و عقلگرا و اهلاجتهاد هم بودند و از رهگذر مباحث كلامى، استفاده از روشها و تحليلهاى عقلانى را به خوبى مىدانستند. آرى؛ در فقه و ديگر مباحث، غلبه با حديثگرايانى بود كه چون بر تعبّد به نص تأكيد بيشترى داشتند، «اصحاب حديث» ناميده شدهاند. اصطلاح «اصحاب حديث» در ميان شيعه، برگرفته
از همان دستهبندىِ رايج در ميان عامّه بود و همين، مىتوانست پايه نوعى همانندپندارى گردد؛ گرچه در ميان شيعيان، با تغييراتى نيز همراه شده باشد.[٢]
[١]. كتاب ماه دين، ش ٤٥- ٤٦، ص ٧٦ و ٨٥؛ دايرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج ٧،« اخباريان و اصحاب حديث اماميه»، حسن انصارى قمى، ص ١٦٠.
[٢]. اگر اين نام را يكى از نويسندگان عامّه براى عالمى شيعى به كار برده باشد، احتمال وجود تفاوت كمتر است؛ ولى در كاربردهاى آن در آثار خود شيعيان، به اين قاطعيت نمىتوان سخن گفت.