اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢٩٤ - مبانى بحث
مفتى، مستند به محكمات كتاب و روايات ائمّه (عليهم السلام) باشد، نه بر اساس اجتهاد، تقليد از وى جايز است. با اين تفصيل كه برخى مانند: شيخحرّ عاملى، فيضكاشانى، شيخحسين كركى، علّامهمجلسى و شيخ عبدالله سماهيجى،[١] اسم آن را «تقليد از امام» مىگذارند و برخى چون: شيخيوسف بحرانى،[٢] آن را «تقليد از فقيه يا مفتى» مىنامند. اين، بدان روست كه به گمان بسيارى از اخباريان، علم و يقين در عقايد، بايد از سخنان اهلبيت (عليهم السلام) به دست آمده باشد.[٣] شيخحرّ عاملى مىگويد:
تقليد در اصول دين و فروع آن، جايز نيست، و احاديث متواتر، گوياى آن است كه به ائمّه معصوم (عليهم السلام) و احاديث آنان- كه راويان موثّق روايت مىكنند و يا در كتب معتمده است-، رجوع كنيد و به اين، تقليد نمىگويند.[٤]
مبانى بحث
بحث تقليد در اعتقادات، از يك نگاه، مبتنى بر پاسخ اين سؤال است كه آيا از تقليد، قطع و يقين حاصل مىشود يا نه؟[٥] و از نگاهى ديگر، بر اين مبنا استوار است كه آيا تقليد، موجب يقين مىشود يا نه؟ و از جهتى نيز مبتنى بر اين است كه آيا در اعتقادات، دليل نقلى حجّت است يا عقلى؟ از اين رو، چند قول در مسئله گفته شده است:
[١]. الفوائد الطوسية، ص ٣٢٤؛ كتاب الوافى، ج ١، ص ٢٤٠؛ هداية الأبرار، ص ٣٠٠؛ مرآة العقول، ج ١، ص ١٨٣؛ ميراث اسلامى ايران، ج ٤، ص ٣٨٦.
[٢]. الدرر النجفية، ج ٣، ص ٢٩٨.
[٣]. الفوائد المدنية، ص ٤٧، ١٢٢ و ١٢٨؛ هداية الأبرار، ص ١٩٤؛ الفوائد الطوسية، ص ٤١٢؛ الفصول المهمّة، ج ١، ص ١٢٩، باب ٧، كتاب الوافى، ج ١، ص ١٤؛ علم اليقين فى اصول الدين، ج ١، ص ٣- ٤؛ الدرر النجفية، ج ٣، ص ٢٩٣؛ ميراث اسلامى ايران، ج ٤، ص ٣٨٦.
[٤]. الفوائد الطوسية، ص ٣٢٤- ٣٢٥. نيزر.: الفصول المهمّة، ج ١، ص ١٢٩، باب ٧.
[٥]. زبدة الاصول، شيخبهايى، ص ٤١٩.