اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢٦٩ - منظور از حسن و قبح عقلى
خطاب شرعى ندارند، يك دسته مربوط به ادراك حُسن و قبح توسّط عقل است؛ و دسته ديگر مربوط به ادراك ملازمه بين دو حكم عقلى و شرعى. اگر كسى حسن و قبح عقلى و ذاتى (دسته نخست) را قبول نداشته باشد، ديگر نوبت به بحث ملازمه (دسته دوم) نمىرسد.[١] به ديگر سخن، اين كه ادراكِ عقل را در دسته نخست بپذيريم، صغراى بحث درباره دسته دوم است.
فراموش نشود كه منظور از حُسن و قُبح عقلى در اينجا، مدح و ذمّ عقل است، و نه ملائمت و منافرت با طبع، يا كمال و نقص. مثل اين حكم عقل كه: «عدل، حُسن دارد»؛ يعنى فاعل آن در نزد عُقلا مستحقّ مدح است و اين حكم عقل كه: «ظلم قُبح دارد»؛ يعنى ظالم در نزد عقلا سرزنش مىشود. اين مطلب، مورد اتّفاق متكلّمان و فلاسفه مسلمان است؛[٢] جز اشاعره كه منكر حسن و قبح عقلى بدين معنا هستند[٣] و براى آن، واقعيتى قائل نيستند. آنان حسن و قبح را تابع اعتبار شارع مىدانند و به حسن و قبح شرعى اعتقاد دارند.[٤]
[١]. الوافية فى اصول الفقه، ص ١٧١.
[٢]. اين، اعتقاد همه معتزله و شيعيان است( ر. ك: المحصول فى علم اصول الفقه، فخر رازى، ج ١، ص ٥٤؛ شرح المواقف، ج ٨، ص ١٨٢- ١٨٣؛ مطارح الأنظار، ج ٢، ص ٢١٩- ٣٣٠؛ الاصول العامّة للفقه المقارن، ص ٢٨٢- ٢٨٣؛ اصول الفقه، مظفّر، ج ١، ص ٢١٧. نيز: شرح المواقف، ج ٨، ص ٣٧٨؛ البحر المحيط، ج ١، ص ١٨٩- ١٩١؛ مسألة فى الحسن و القبح العقلى( رسائل الشريف المرتضى، ج ٣)، ص ١٧٧؛ تصحيح الإعتقاد( سلسلة مؤلَّفات الشيخ المفيد، ج ٥)، ص ١٤٣؛ العدّة فى اصول الفقه، ج ٢، ص ٧٤١ و ٧٥٩؛ الفوائد الحائرة، الفوائد الجديدة، ص ٣٦٣؛ مبادى الوصول إلى علم الاصول، ص ٨٦.
[٣]. البته به اعتقاد نراقى، گويا خود اشاعره هم اين مطلب را قلباً انكار نمىكنند و فقط انكارشان در مقام مخاصمه و جدال است؛ چراكه آنان نيز در مقام موعظه و تهذيب اخلاق، به تصريح، از حسن و قبح ياد مىكنند و كسى كه كتب اخلاقى آنان- مانند احياء العلوم غزالى و فتوحات محىالدين عربى و مثنوى جلالالدين بلخى رومى و غيراينها- را ملاحظه كند، يقين پيدا مىكند كه آنان هم قائل به حسن و قبح عقلى هستند( ر. ك: مناهج الأحكام و الاصول، ص ١٤٠).
[٤]. المحصول فى علم اصول الفقه، ج ١، ص ٥٤؛ تهذيب شرح الأسنوى على منهاج الوصول، ج ١، ص ٩٦؛ شرح المواقف، ج ٨، ص ١٨١؛ قوانين الاصول، ج ٢، ص ٨؛ هداية المسترشدين، ج ٣، ص ٥٠٠.