اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢٠٠ - ١ اعتماد قطعى قدما به اصول چهارصدگانه
دست داشتند كه از زمان اميرالمؤمنين على (ع) تا زمان امام حسن عسكرى (ع) تصنيف شده بود.[١] از آن ميان، چهارصد اصل از آنِ شاگردان امام صادق (ع) شامل جوابهاى ايشان به مسائل گوناگون بود كه «اصول اربعمأئه» خوانده مىشد.[٢] دلايل صحّت اين اصول و قطع به صدور روايات آنها از معصوم، چنين است:
١. اعتماد قطعى قدما به اصول چهارصدگانه
از زمان حضور ائمه تا پايان غيبت صغرا، شيعيان در عقايد و اعمالشان به آن اصول مراجعه مىكردند و بر رواياتشان اعتماد مىنمودند. چندآن كه هر گاه مستند فتوايى را از مفتى مىخواستند، اگر او به كتاب معروف و يا اصل مشهورى استناد مىكرد كه راوىاش ثقه بود، قانع مىشدند و سخنش را قبول مىكردند.[٣] بر اين اساس، ما بهطور قطع و يقين مىدانيم كه روايات اين اصول، يا متواتر بودهاند و يا محفوف به قرائنى كه موجب علم و يقين به صدور حديث از معصوم مىشده است. اگر هم خبر واحدى محفوف به قرينه نبوده، يا اجماع در نقل داشته استولى
چون معارضى نداشته، قدما جز آن خبر و يا موافق آن، ديگر موارد را نقل نكردهاند-، و يا اجماع داريم كه آن خبر از معصوم وارد شده است و مانعى از عملكردن به آن هم نداريم.[٤]
[١]. معالم العلماء، ابنشهرآشوب، ص ٣( به نقل از مفيد)؛ الفوائد المدنية، ص ٦؛ هداية الامّة، ج ٨، ص ٥٧٢.
[٢]. المعتبر فى شرح المختصر، ج ١، ص ٢٦؛ ذكرى الشيعة، ج ١، ص ٥٩؛ نهاية الدراية( شرح الوجيز شيخ بهايى)، ص ٥٢٤( به نقل از طبرسى در إعلام الورى).
[٣]. العدّة فى اصول الفقه، طوسى، ج ١، ص ١٢٦.
[٤]. الفوائد المدنية، ص ٦٥- ٦٨.