اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ١٦٩ - حيات علمى ميزرا محمد اخبارى
سنّ چهل سالگى هشتاد كتاب و رساله داشته است.[١] به برخى از آثار او اشاره مىكنيم:
١. صحيفة الصفا، كتاب معروف او كه در دو مجلّد تنظيم شده است: در جلد اوّل، بحث مقدّماتى رجالى و مطالب مهمّ ديگرى از علم حديث و درايه را ذكر كرده، و در جلد دوم احوال رجال را به ترتيب حروف هجا از جمله شرححال خود و تأليفاتش را نوشته است.[٢]
٢. منية المرتاد فى ذكر نفاة الاجتهاد، كتاب بزرگى كه از اصحاب ائمه تا زمان خود، هركسى را كه منكر اجتهاد بوده و ردّى بر آن نوشته، ياد كرده است.
٣. شمس الحقيقة، در تعاليم و معارف اخباريه است.[٣]
٤. البرهان فى التكليف والبيان، يا برهانية، در بيان تكليف و شرايط و اسباب آن و تشييد مسلك اخبارى و ردّ و توهين به مجتهدان است.[٤]
٥. حرز الحواس عن وسوسة الخنّاس، كه در پايان آن، ٣٩ فرق بين اخباريان و اصوليان ذكر كرده است.[٥]
٦. الطهر الفاصل بين الحق والباطل، وى در اين كتاب ٨٦ فرق بين اخبارى و اصولى مىگذارد.[٦]
٧. الدمدمة الكبرى فى الردّ على الزنادقة الصغرى، كتاب ديگرى در ردّ اصوليان است.[٧]
٨. قبسة العجول، ميرزامحمّد اين كتاب را در ردّ علم اصول نگارش كرده، ميرزاى قمى رسالهاى به نام عين العين در ردّ آن نوشته، و بعد ميرزامحمّد كتاب انسان العين را در ردّ عين العين به تأليف درآورده و براى آن سه عنوان قرار داده
[١]. روضات الجنات، ج ٧، ص ١٢٧؛ طرائق الحقائق، ج ١، ص ١٨٣.
[٢]. مكارم الآثار، ج ٣، ص ٩٣٨.
[٣]. الذريعة، ج ١٤، ص ٢٢١، ش ٢٢٨٥.
[٤]. ريحانة الأدب، ج ١، ص ٨٦؛ الذريعة، ج ٣، ص ٩٢، ش ٢٩١.
[٥]. الذريعة، ج ٦، ص ٣٩٣، ش ٢٤٤١.
[٦]. همان، ج ١٥، ص ١٩٣، ش ١٢٩٥؛ دائرة المعارف الإسلامية الشيعية، ج ٢، ص ٢٢٤.
[٧]. الذريعة، ج ٨، ص ٢٦٣، ش ١١١٢؛ مكارم الآثار، ج ٣، ص ٩٣٧.