اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ١٢٠ - ملا عبدالله شوشترى اصفهانى(م ١٠٢١ ق)
حوزه علميه اصفهان و گسترش فقه و حديث در آن جا داشته است و هيچكدام از عالمان معاصر او در اصفهان، به اندازه او تدريس نداشتهاند. چون درگذشت، ميرداماد بر او نماز خواند و پيكرش را پس از يك سال توديع در جوار اسماعيلبن حسن، به كربلا منتقل كردند.
گفته شده كه ملا عبدالله، به اخباريگرى تمايل داشته و حتى به تبليغ و تدريس اين مسلك پرداخته است. حتى برخى بر اين باورند كه او از پيشگامان اين مكتب بوده و قبل از سال ١٠٣٢ ق. كه محمّدامين استرآبادى الفوائد المدنية را بنويسد، او در اصفهان به نشر احاديث و فقه اخبارى پرداخته بود.
گويا چنين باورى، برخاسته از برخى آراى فقهى وى باشد؛ مانند وجوب عينى نماز جمعه در دوران غيبت،[١] و يا از مباحثات وى با اصوليانى چون ميرداماد. همچنين، شايد داشتن شاگردانى چون مجلسى اوّل كه اخبارى بودهاند، قرينه ديگرى بر اخبارى بودنِ خود او پنداشته شده باشد. با اين حال، او همانند اصوليان، خبر واحد را بدون قرينه، حجّت نمىدانست. اما مهمترين آثار وى، آشكارا گوياى ايناند كه وى به شيوه اجتهاد گرايش داشته است: يكى جامع الفوائد فى شرح القواعد و تتميم جامع المقاصد،[٢] كه مبتنى بر اصول و شيوه اجتهاد است، و ديگرى حاشية على شرح المختصر العضدى در زمينه علم اصول. پس شايد نظر درست، اين باشد كه او تا اندازهاى به اخبار گرايش داشته و چون پيش از بزرگان اخبارى مىزيسته، در آمادهسازى زمينه براى پيدايش اخباريگرى، نقش داشته است. شايد به سبب همين نقش است كه برخى او را از اخباريان پنداشتهاند و يا خودِ اخباريان، او را به ادّعا، از خودشان شمردهاند.[٣]
[١]. وى در اصفهان نماز جمعه مىخواند و در باره وجوب عينى آن در زمان غيبت كبرا، رسالهاى هم نوشت.
[٢]. در فرهنگ بزرگان اسلام و ايران( ص ٢٩٩)، نام اين كتاب به اشتباه، چنين آمده است: جامع الفوائد فى شرح القواعد للكركى.
[٣]. لوامع صاحبقرانى، ج ١، ص ٦٩؛ روضة المتّقين، ج ١٤، ص ٣٨٢؛ نقد الرجال، ص ١٩٧، ش ٩٢؛ مجمع الرجال، ج ١، ص ١٠؛ رياض العلماء، ج ٣، ص ١٩٥- ١٩٨؛ روضات الجنات، ج ٤، ص ٢٣٦- ٢٣٧؛ طبقات أعلام الشيعة، ج ٥، ص ٣٤٥؛ الذريعة، ج ١٢، ص ٢٧، ش ١٥٣ و ج ٥، ص ٦٦، ش ٢٦٠؛ أمل الآمل، ج ٢، ص ١٦٠؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ايران، ص ٢٩٩؛ لؤلؤة البحرين، ص ١٤٢؛ ريحانة الأدب، ج ١، ص ٣٣٤؛ رجال اصفهان، ص ٥ و ٨- ٩؛ نقد الرجال، ص ١٩٧، ش ٩٢.