صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٧٧ - بيعت
و كتاب و سلاحم را به تو تحويل دهم , همچنانكه آنحضرت مرا وصى خود كرده و كتاب و سلاحش را به من داده است و مرا مأمور كرده كه به تو دستور دهم در آخرين لحظات زندگيت , آنها را به برادرت حسين بدهى]( سپس به حسين رو كرد و فرمود : ( و به تو نيز امر فرموده است كه اين همه را به اين پسرت و اگذار كنى) و سپس دست على بن الحسين را گرفت و گفت( : رسولخدا به تو نيز دستور داده كه آنها را به پسرت محمد بن على بسپارى به او سلام پيغمبر و مرا برسان) ! [١]
همه ى كتابهاى حديث كه متعرض موضوع مزبور شده اند , آن را بهمين صورت ذكر كرده و روايات مربوط به آن را با سندهاى صحيح و از راههاى مورد اطمينان به منابع اصلى خبر - يعنى ائمه ى اهل بيت عليهم السلام و غير آنها - متصل ساخته اند و اين صورت با وضعيتى كه بر حسب قاعده و حدس در آنچنان شرائطى بايد بوقوع پيوسته باشد , نيز متناسب و قابل تطبيق است و راستى جز اين , صورتى كه شايسته و صحيح باشد كدام است ؟
اين , روش شيعه ى اماميه در اثبات امامت است :
- نصوص و گفته هاى صريحى از پيغمبر - كه از طريق شيعه , متواتر است - و هم رواياتى با متن روشن و دلالت آشكار از طريق غير شيعه , امامت را در دوازده نفر و همه از قريش منحصر مى سازد [٢] و در همين ضمن
[١]- اصول كافى ( ص ١٥١ ) و كشف الغمه ( ص ١٥٩ ) و جز آنها
[٢]- مثلا در( صحيح مسلم) ( ج ٢ ص ١١٩ ) در باب( : مردمان پيرو قريشند ) از جابربن سمره روايت كرده كه گفت( : از رسولخدا شنيدم فرمود : دين تا روز قيامت بر پا خواهد بود و بر مردمان دوازده خليفه كه همه از قريشند حكومت مى كنند) شبيه آن را