صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٣٧١ - ٢ - موضوع بيعت
مجموعا آنچه از دينورى درباب ماجراى امام حسن و معاويه نقل شده نمايشگر جانبدارى و تعصب آشكارى است كه زيبنده ى مورخى كه در قرن سوم - يعنى در دوره ئى كه از رشوه ها و تبليغات معاويه اثرى ديده نمى شد - مى زيسته است , نمى باشد , بى ترديد , اينگونه قضاوتها معلول انگيزه هاى عاطفى و تمايلاتى است كه بيشتر مورخان مسلمان ما از آن بر كنار نمانده اند مثلا در يكجاى ديگر مى نويسد( : حسن و حسين در طول زندگى معاويه هيچ عمل زشت و ناروائى از او نديدند) ! از اين مورخ بايد سئوال كرد كدام عمل زشتى از اين بالاتر است كه كسى را مسموم كنند و كدام ناروا از اين بزرگتر است كه مقام او را غصب نمايند ! مگر معيارها و مقياسهاى دينورى چگونه است ؟ !
اگر قرار باشد براى مورخانى كه سخن از بيعت امام حسن با معاويه گفته اند , بتكلف و زحمت , عذرى يا عذر گونه ئى بتراشيم بايد بگوئيم كه اينان نيز تحت تأثير تبليغات دامنه دارى كه تا زمان آنها هنوز گوش مردم را راحت نمى گذارد , قرار داشته اند در تاريخ هيچ ماجرائى نمايان تر از اين ماجرا نيست كه حكومت اسلامى از دست كسى كه خود فرزند پيغمبر اسلام است خارج گشته و بدست يك برده ى آزاد شده ى جنگى كه تاريخ زندگى خود و خانواده اش معروف است بيفتد اهميت اين واقعه موجب گشته بود كه مخالفان صلح بخود حق دهند كه در حاشيه ى اين ماجرا هر چه مى خواهند بگويند و بنويسند , اين بود كه حقايق را نيز تغيير دادند و مطالبى از پيش خود جعل كردند و از اين رهگذر بود كه افسانه ى بيعت نيز با دست خيال پرداخته شد
بازگو كردن اين افسانه ى ساختگى براى متصديان حكومت پس از