صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٩٩ - آغاز سرنوشت
نيافته بودند
و اينكه بسوى معاويه مى گريختند بدين معنى نبود كه به او و وعده هايش اعتماد دارند يا عاقبت كارشان را با او - همان عاقبتى كه در روز ورود به كوفه و شكستن همه ى پيمانها و قراردادها بر آنان روشن شد - حدس نمى زدند زيرا نه معاويه آنچنان كسى بود كه كارش پوشيده باشد و نه آنان از طبقه ئى بودند كه امثال معاويه را نشناسند
در اينصورت نه دشمنى و ناشناسى امام حسن و نه دوستى و اعتماد به معاويه , انگيزه ى فرار و رميدگى آنان را تشكيل نميداد بلكه دليل ديگر يا دليل هاى گوناگونى در ميان بود كه اين دل از دست دادگان را باين كار ننگين كه هنوز موج آن در جو تاريخ باقيست , و ادار ساخت
چه ميدانيم ؟ شايد اينها مراحل حساب شده و توطئه هاى قبلى رؤساى مخالف امام حسن بود كه بدينوسيله مى خواستند خود را از سر انجامى كه در صورت پيروزى كوفه , در انتظار آنان بود در امان نگاهدارند
تدابير وسيعى كه امام در دعوت آفاق اسلامى به جهاد , بكار بسته بود و بارقه ى نشاط و تحركى كه بوسيله ى شيعيان مخلص در اين دعوت همگانى , پديدار گشته بود , موجب مى شد كه دل مضطرب رؤساى خيانتكار كوفه , نسبت به آينده شان بيمناكتر و هراسانتر شود و آنانرا به دقت و احتياط بيشتر در انجام نقشه ها و تاكتيك هائى كه بر ضد اردوگاه كوفه داشتند , و ادار سازد
اين بود كه ديدند پيوستن به معاويه هم موجب آنست كه زودتر از اين دغدغه و هراس آسوده شوند و هم ضربت مؤثرى است بر جبهه ئى كه منشأ اين بيم و هراس است بكار بستن اين فكر در كمترين وقت و