صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٧٦ - عناصر سپاه
و بظاهر همرنگ ديگران شدنشان نيز خود نيرنگى در اين مورد و قيافه ئى مصنوعى و معلول ضرورت و مصلحت زمانه بوده و در وراى آن چهره ى موافق , افكار و اغراض پنهانى آنان - كه تاكنون نيز بدرستى شناخته نيست قرار داشته است ؟
انديشه ى( خروج) ( قيام بر ضد حكومت على ) بذر پليدى بود كه در واقعه ى( حكميت) در جنگ صفين پاشيده شد و از اينرو خوارج را( محكمه) ( طرفداران حكميت]( نيز ناميده اند كم كم اين فكر همچون اعتقاد راسخى در دل اين عده ريشه دوانيد و پا بپاى زمان رشد كرد و درخت نامبارك آن , گونه گون حادثه ى شوم براى مسلمانان ببار آورد
خوارج با همه مقدس مابى و تظاهرات خشك دينى شان , مردمى سخت مكار و حيله گر بودند
در اينصورت چرا از اين موقعيت مناسب كه ميان دو دشمن بزرگ آنان آتش جنگ بر افروخته است , بهره بردارى نكنند ؟ و چرا خود را در انبوه اين سپاه كه از كوفه بعزم جنگ خارج مى شود , وارد نسازند و در پى بدست آوردن فرصتهاى مساعد در ميان تجهيزات مجاهدان و حركتهاى سوق الجيشى و صحنه هاى زد و خورد كه غالبا در اف قى وسيع و گسترده خواهد بود , نباشند ؟ چه , در چنين جنگهائى اگر توطئه گران با هشيارى و درايت عمل كنند , فرصتها زودتر و آسان تر و با نتيجه ى بزرگتر بدست خواهد آمد
بيگمان همانطور كه شيخ مفيد فرموده - منكر عدوات خوارج با معاويه و اينكه به هر حيلت در پى جنگ با معاويه بوده اند , نميتوان شد ولى من معتقدم كه آنان از اين اقدام خود دو هدف در نظر داشتند