صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٥٩ - پيش از بيعت
كوتاه كردند با اينكه از همه كس بدان سزاوارتر بوديد ؟ در پاسخ فرمود( : اين يك انحصار طلبى بود كه جمعى بدان حرص ورزيدند و جمعى ديگر بزرگوارانه از سر آن گذشتند , داورى در اين قضيه با خداست و باز گشتگاه , قيامت است و تو اكنون از آنچه بكارت نيايد پيگيرى مكن) [١]
و در اين سخن , نشانه ى كامل نارضائى و خشم باطنى و در عين تسليم و تحمل آنحضرت را ميتوان ديد
رقيبانش پرتو نور او را نديدند , چشم هاى آنان را پرده ئى از كينه و دشمنى فرو گرفته بود , سابقه و جهاد او و خويشاوندى و دامادى و برادرى او با پيغمبر و دانش و عبادت او و گفته هاى صريح رسولخدا درباره ى او - كه آنروز بيش از امروز در دسترس بود - هيچيك را انكار نميكردند ولى بخاطر همين برترى ها و امتيازات فراوانش بدو كين مى ورزيدند و پيگيرى او را در حقگوئى و حقجوئى و شمشير براى او را - كه نهال اسلام را در صحنه هاى پيكار مقدس بر نشانده و دشمنان خونين و خونخواهى از ميان همين مردم براى صاحب خود تراشيده بود ! - دشمن ميداشتند
جوانى او را بر او خرده ميگرفتند چه , او در آنروز چهارمين دهه عمر را ميگذرانيد و چه جاى شگفتى اگر پيران سالخورده , شرط
[١]- ترجمه ى مثل معروف عربى( : فدع عنك نهبا صيح فى حجراته) است كه در متن گفتار آنحضرت آمده و دنباله ى آن چنين است : و هلم الخطب فى ابن ابى سفيان يعنى فعلا به ماجراى معاويه بپرداز كه موضوع روز است و نه به آنچه به هر صورت گذشته و از دسترس فكر و عمل امروز خارج است و در اين گفتار علوى , درسى است بزرگ و كار آموز براى صاحبان دل بيدار و گوش شنوا
( مترجم )