صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٩١ - ٣ - صعصعة بن صوحان
پدرت در( عير) و( نفير) [١] و از جمله كسانى بوديد كه مردم را بر رسولخدا شورانيدند تو خود و پدرت از جمله كسانى بوديد كه رسولخدا آزاد كرد و چگونه خلافت , زيبنده ى برده ى آزاد شده ئى تواند بود ؟
معاويه در پاسخ اين سخنان همين اندازه گفت : اگر اين شعر ابوطالب را كه ميگويد :
نادانى آنان را با حلم و گذشت پاسخ گفتم
و عفو با قدرت , نوعى از بزرگوارى است
سرمشق خود قرار نداده بودم , محققا شما را بقتل مى رسانيدم
نوبتى ديگر معاويه از صعصعة پرسيد : نيكان و فاسقان چه كسانند ؟ صعصعه گفت : ترك خدعه در بى پرده سخن گفتن است , على و يارانش از پيشوايان نيكند و تو وى يارانت از آندسته ى ديگريد سئوال كرد : نظرت درباره ى مردم شام چيست ؟ گفت : در برابر مخلوق از همه فرمانبردارترند و در برابر خدا از همه نا فرمانتر , عاصيان فرمان خداى جبارند و طفيليان بساط قدرت اشرار , برايشان باد مرگ و تباهى و از ايشان باد ننگ و سياهى معاويه گفت : بخدا اى پسر صوحان ! ديرى است كه پيمانه ى زندگيت لبريز شده , مگر كه حلم پسر ابوسفيان از تو دفاع ميكند !
بهر حال در اين روزهاى محدوديت و بى امكانى , مجال مراجعه به كتبى كه احتمالا مبين معناى اين جمله توانند بود نيست و مراجعه به چند تن از فضلاى عربيدان نيز گره اين ابهام را نگشود ( م )
[١]- كاروان قريش كه به سرپرستى ابوسفيان رهسپار مكه بود و نزديك( بدر) مورد هجوم مسلمانان قرار گرفت و لشكرى كه پس از شنيدن اين خبر براى دفاع از كاروان قريش , از مكه بدينسو روى آورد و سر انجام بدست مسلمانان مغلوب و منهزم گشت ( م )