صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٨ - پيشگفتار
سوگند ميدهم كه نگذارى بخاطر من قطره ى خونى ريخته شود , بگذار تا رسول خدا را ملاقات كنيم و نزد او از دشمنان داد خواهى نمائيم و جفاى مردم را باو باز گوئيم ) )
سپس سفارشهاى لازم را درباره ى خاندان و فرزندانش و آنچه از خود بجا گذارده بود باو كرد و او را به آنچه پدرشان على در لحظه ى مرگ وصيت كرده بود , وصيت نمود و جانشينى او را به شيعيان اعلام كرد و در روز ١٧ ماه صفر سال ٤٩ وفات يافت
ابوالفرج اصفهانى نوشته است( : معاويه ميخواست براى پسرش يزيد بيعت بگيرد و در انجام اين منظور , هيچ چيز براى او گرانبارتر و مزاحمتر از حسن بن على و سعد بن ابى و قاص نبود بدينجهت هر دو را با وسائل مخفى مسموم كرد)
و بسى روشن است كه فجايع بزرگى از اين نوع , همچون تازيانه ئى بر پيكر خواب رفته و تخدير شده ى مردم بود كه شعور و درك آنان را بر مى انگيخت و احساس درد را در آنان زنده مى ساخت اقطار اسلامى دهان بدهان خبر اين پيشامد بزرگ را پخش كردند , در هر گوشه , موج شيون مردم از زمينه ى شورشى خبر ميداد و در هر سال , بلند شدن غوغائى , دستگاه حكومت را به انقلابى تهديد ميكرد و خداى سبحان مى گويد ( : ستمگران بزودى خواهند دانست كه به چه سر انجامى دچار مى شوند)
سبط ابن جوزى به سند خود از ابن سعد و او از واقدى روايت كرده : حسن بن على در هنگام احتضار گفت مرا در كنار پدرم - يعنى