صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٦٥ - وضعيت كوفه در ماجراى حجر
زياد فرستاد و دستور داد به بدترين وضعى او را بقتل رساند !
اين عبدالرحمن همانكسى است كه چون دژخيمان معاويه در چمنزار( عذراء) به ايشان حمله كردند گفت( : بارالها ! مرا از كسانى قرار ده كه خوارى آنان را ارج مينهى و از آنان خشنودى , چه بسيار زمانها كه جان خود را بمعرض قتل در آوردم ولى خداوند جز آنچه اراده فرموده بود مقدر نساخت)
حبه ى عرنى در( تاريخ كوفه) ( ص ٢٧٤ ) از او ياد كرده و گويد : عبدالرحمن بن حسان عنزى از ياران على عليه السلام بود در كوفه اقامت داشت و مردم را بر ضد بنى اميه تحريك مى كرد , زياد او را دستگير ساخت و به شام فرستاد معاويه او را به بيزارى جستن از على عليه السلام فرا خواند , عبدالرحمن در پاسخ او بخشونت سخن گفت و معاويه وى را نزد زياد باز پس فرستاد و او وى را بقتل رسانيد
ابن اثير ( درج ٣ ص ١٩٢ ) و طبرى ( درج ٦ ص ١٥٥ ) نوشته اند كه زياد او را در( قس الناطف) [١] زنده بگور ساخت
مؤلف : اگر معاويه از چگونگى اعدام شيعيان على بوسيله ى زياد در كوفه خبر مى يافت و دست و پا قطع كردن ها و زبان بريدنها و چشم در آوردنها را ميدانست , يقينا سفارش نمى كرد كه عبدالرحمن بن حسان را( ببدترين وضعى) بقتل رساند مگر بدتر و وحشيانه تر از اينگونه كشتن ها و مثله كردن ها , وضعى ميتوان تصور كرد ؟ با اينحال , زياد سفارش معاويه
[١]- محلى است در نزديكى كوفه بر كرانه ى شرقى فرات و در محاذات آن بر كرانه اى غربى فرات ( , مروحة) قرار دارد كه در آن جنگ معروف( ابو عبيد) پدر ( مختار ثقفى) واقع شده است