صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٥٧ - وضعيت كوفه در ماجراى حجر
حجر و يارانش گفتند : تحمل تيزى و برندگى تيغ از آنچه گفتى براى ما آسانتر است و حضور در پيشگاه خدا و پيامبر و وصى او از وارد شدن در آتش دوزخ , نزد ما محبوبتر
قبرها كنده شد حجر و يارانش تمام شب را بعبادت گذرانيدند , صبح روز بعد آنان را براى قتل آماده ساختند حجر گفت : لختى مرا واگذاريد تا وضوئى بسازم و نمازى بگزارم چه , هرگز وضوئى نساختم مگر آنكه نمازى با آن گزاردم او را واگذاشتند تا نماز گزارد پس از نماز گفت : بخدا هرگز نمازى بدين سبكى نگزارده ام و اگر نه اينكه شما در من گمان ترس مى برديد , افزونتر از اين مى خواندم
سپس گفت : بارالها ! شكايت امت خود را نزد تو مى آوريم , اهل كوفه بر ضد ما شهادت دادند و اهل شام ما را مى كشند هان بخدا سوگند اگر مرا در اين وادى كشتيد پس بدانيد كه من اول جنگجوى مسلمانى هستم كه در اين سرزمين بقتل مى رسد و اول مردى از مسلمانانم كه سگهاى اين وادى بر او پارس كرده اند [١]
آنگاه( هدبة بن فياض قضاعى) با شمشير كشيده بسوى او رفت , حجر بخود لرزيد , گفتند : هان ! ميگفتى از مرگ نمى ترسم ! اينك از رفيقت بيزارى جوى تا رهايت كنيم ! گفت : چرا نترسم كه قبر حفر شده ئى است و كفن بر افراشته ئى و شمشير آخته ئى ولى بخدا سوگند اگر از مرگ
[١]- كامل ابن اثير : ( ج ٣ ص[ ( ١٩٢ ابن سعد] و( مصعب زبيرى) - بنا به نقل حاكم - بمناسبت شرح حال حجر گفته اند( : حجر بدستور معاويه در چمنزار عذراء بقتل رسيد و او خود كسى بود كه اين نقطه را فتح كرده بود)
مؤلف : و معناى اين جمله ى خود وى كه( : من اول مردى از مسلمانان كه سگهاى اين وادى بر او پارس كرده اند) نيز همين است يعنى در روز فتح اين سرزمين