صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٣٧ - معاويه و شيعيان على ( ع )
اظهار حزن و خشوع و عبادت ميكردند و بدروغ سخنها مى گفتند تا خود را نزد حكام , مقرب سازند و از اين راه , پول و تيول و خانه براى خود فراهم آورند كم كم احاديث آنان بدست كسانى رسيد كه آن را درست مى پنداشتند و آنها اين احاديث را روايت كردند و تعليم دادند و تدريجا بدست ديندارانى افتاد كه دروغ را جايز نمى شمردند و چون گمان درستى و راستى در آن بردند , آن را پذيرفتند و اگر ميدانستند كه باطل و دروغ است آن را روايت نمى كردند و بدان اعتقاد نمى يافتند و چون حسن بن على عليه السلام وفات يافت , فتنه و بلا رو بفزونى نهاد و بيش از پيش شدت گرفت](
مؤلف : ابوالحسن مدائنى نيز - بنابر نقل ابن ابى الحديد ( ج ٣ ص ١٥ ١٦ ) - عينا همين متن را روايت كرده و در آخر چنين آورده :
( كار بر اينمنوال بود تا حسن بن على عليه السلام وفات يافت و در اين هنگام بلا و فتنه فزونى گرفت و هيچكس از اين گروه نماند مگر آنكه يا بر جان خود بيمناك بود و يا آواره و سرگردان گرد جهان مى گشت)
اين , وضعيتى است كه پس از بررسى شرائط دو گروه متخاصم , بنظر امكان پذير مى آيد و با توجه به يكنواختى و تناسب آن با ديگر پديده هاى تاريخى , صحت آن تأييد مى شود چشم پوشى و تغافل ديگر مورخان نيز موجب ضعف و سستى مطلب نمى شود , زيرا آنان - كه البته معذورشان بايد داشت - صرفا در جهت منافع قدرتهاى حاكم - و يا لااقل در حدى كه براى اين قدرتها بى زيان باشد - نوشته هاى خود را فراهم مى آورده اند
قبلا ديديم كه طبرى و مسعودى نيز به همه ى اين مطالب به اختصار