صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٣٦ - معاويه و شيعيان على ( ع )
عرب و موالى مقرر ساخت , لذا تعداد اينگونه مردم فزونى گرفت و ميان آنان در منازل و املاك همچشمى ها و رقابتها پديد آمد و جهان برايشان فراخ گشت
([ و باز به كارگزارانش نوشت : حديث درباره ى عثمان بسيار شده , چون نامه ى من به شما رسد , مردم را به نقل حديث درباره ى ابوبكر و عمر فرا خوانيد هر قاضى و هر اميرى اين نامه را بر مردم فرو خواند و مردم به نقل احاديث در حالات و در فضائل ايشان روى آوردند آنگاه كتابى فراهم آورد و هر آنچه را كه در مدح و منقبت خلفاء فراهم آمده بود , در آن گرد آورد و آن كتاب را براى همه ى كارگزاران ولايات فرستاد و دستور داد كه بر منبرها و در همه ى آبادى ها و شهرها و مسجدها آن را قرائت كنند و نوشت كه معلمان مدارس را امر كنند تا اين كتاب ر ا به كودكان بياموزند و بچه ها همچنانكه قرآن را فرا ميگيرند آنرا فرا گيرند و روايت كنند , و حتى به دختران و كنيزان نيز آن را تعليم دادند آنگاه به همه ى كارگزارانش به يكزبان نوشت : هر كس كه شهادت دادند از دوستان على و خاندان على است , نامش را از ديوان محو كنيد سپس نامه ى ديگرى نوشت كه : هر كس متهم به دوستى على شد , هر چند شاهدى بر آن اقامه نشود , او را بكشيد از آن پس مردم را در همه جا به تهمت و گمان و شبهه كشتند تا آنجا كه گاه كسى بخطا كلمه ئى مى گفت و كشته مى شد ! ! روز بروز بلا شدت مى يافت و عدد دشمنان افزون مى گشت , احاديث دروغ بر ملا روايت مى شد و مردم به همين وضع بار مى آمدند و جز همين دروغها چيزى فرا نمى گرفتند
([ در اين ميان از همه بدتر قاريان رياكار و متظاهر بودند كه بتصنع ,