صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٢٩ - ٤ - وفا به شرط چهارم ( ماليات دارابجرد )
خوشوقت تر ميبودم از اينكه هر آنچه خورشيد بر آن ميتابد از آن من باشد : بخدا اگر داماد رسول صلى الله عليه و سلم ميبودم و فرزندانى چون فرزندان على ميداشتم , اين در نظر من محبوبتر بود از هر آنچه خورشيد بر آن ميتابد , بخدا اگر رسولخدا درباره ى من همان سخنى را گفته بود كه در جنگ خيبر به على گفت - فردا پرچم را بكسى خواهم سپرد كه خدا و رسولش او را دوست ميدارند و او خدا و رسولش را دوست ميدارد , هرگز نمى گريزد تا خدا بدست او پيروزى مى بخشد - براى من محبوبتر بود از هر آنچه خورشيد بر آن ميتابد بخدا اگر رسولخدا به من همان سخنى را گفته بود كه در جنگ تبوك به على گفت - راضى نيستى كه من و تو چون هارون و موسى باشيم جز در اينجهت كه پس از من پيامبرى نيست ؟ - در نظر من با ارزشتر بود از هر آنچه خورشيد بر آن ميتابد بخدا سوگند ميخورم كه تا هستم هرگز به خانه ى تو قدم ننهم]( [١]
مسعودى پاسخ معاويه به( سعد) را نيز نقل كرده ولى چندان قبيح و ناپسند كه ما قلم را برتر از تصريح به آن ميدانيم بهر حال آن نيز دليل ديگرى است بر ميزان انحطاط اخلاق و روحيات وى
٤ - وفا به شرط چهارم ( ماليات دارابجرد )
طبرى مى نويسد ( ج ٦ ص[ : ( ٩٥ اهل بصره مانع از رسيدن خراج دارابجرد به حسن شدند و گفتند : اين بهره ى ماست]
و ابن اثير مى نويسد ( ج ٣ ص[ : ( ٦١٢ جلوگيرى ايشان - يعنى اهل بصره - نيز بفرمان معاويه بود] !
[١]- مسعودى ( حاشيه ى ابن اثير ج ٦ ص ٨١ ٨٢ )