صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤٢٤ - ٣ - وفا به شرط سوم ( جلوگيرى از ناسزا به على ع )
كتاب( الرد على الاماميه) آورده كه( : معاويه در آخر خطبه اش مى گفت : خدايا ! ابوتراب - يعنى على - در دين تو ملحد گشته و مردم را از راه تو باز داشته , پس او را لعنت كن لعنتى شديد و معذب دار عذابى دردناك همين عبارت را به همه ى شهرها نيز نوشت و اين كلمات بر فراز منبرها خوانده مى شد) [١]
به مروان گفتند : چرا او را بر فراز منبرها دشنام ميدهيد ؟ گفت : حكومت ما جز با اين عمل استوار نميگردد
فعاليت و كوشش معاويه در اين راه , تمام كتابهاى سيره و تاريخ را پر كرده است بنابرين , او نخستين كسى است كه بدعت دشنام علنى به صحابه پيغمبر را پايه گذارى كرد و اين باب را بروى آيندگان گشود پيش از معاويه كسى را نمى شناسيم كه مرتكب اين عمل شده باشد مگر عايشه را كه مى گفت( : نعثل را بكشيد كه كافر گشته است) و آنگاه در ميان علماى اسلام كسى را سراغ نداريم كه عايشه يا معاويه را - بايندليل كه دشنام صحابه را جايز دانسته و حتى كار را به تكفير نيز كشانيده اند - كافر دانسته و خارج از دين معرفى كرده باشد و ترديدى نيست كه حكم كارهاى مشابه , هميشه يكسان است و باختلاف زمانها , تغيير نمى يابد , بنابرين , كسانيكه معاويه يا هر صحابى ديگرى را مورد لعن يا دشنام قرار ميدهند , بى كم و كاست محكومند به حكم عايشه و معاويه كه على و عثمان را دشنام دادند و لعن كردند
و اما آن روايت ساختگى كه از قول رسولخدا مى گويد( : به هر يك از صحابه ى من اقتدا كنيد هدايت مى يابيد) بقدرى تخصيص خورده
( [١] النصايح الكافية) تأليف ابن عقيل ص ١٩ [٢٠]