صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٤١٤ - معاويه براى يزيد باين ترتيب بيعت گرفت
يزيد بيعت نخواهند كرد](
سپس افزود :
([ يقينا ميدانى كه عراق را بزور شمشير نگشوده ئى و با نيروى خود بر آن دست نيافته ئى , ليكن به حسن بن على چندانكه خود ميدانى عهد و ميثاق خدائى سپردى كه پس از تو زمام كار بدست او باشد [١] حال اگر بدين پيمان وفا كنى شايسته ى آنى و اگر براه غدر و فريب روى ستم كرده ئى بخدا سوگند كه در پشت سر حسن اسبان نجيب و بازوان سطبر و شمشيرهاى برنده هست , اگر يكوجب از روى مكر بسوى او روى , دو چندان نشانه ى پيروزى در او خواهى ديد تو نيك ميدانى كه مردم عراق از آنزمان كه تو را دشمن داشته اند يك لحظه به مهر تو نگرائيده اند و از آن هنگام كه به على و حسن محبت ورزيده اند يك لحظه دشمنى ايشان را به دل نگرفته اند , از آسمان تغيير حالتى بر آنان فرو نباريده است , همان شمشيرهائى كه در صفين و در كنار على , به روى تو كشيدند هم اكنون بر دوش ايشان است و همان دلهائى كه در آن بغض و عدوات تو را جاى دادند هم اكنون در سينه ى ايشان مى تپد ]( [٢]
مؤلف : اين گفتار( احنف) صريحا بر اين دلالت ميكند كه
[١]- بسيارى از نويسندگان در شناخت اين بخش از زمان دچار اشتباه شده اند از جمله( حسن مراد) در كتاب( الدولة الامويه) ( ص ٧٠ ) مى نويسد( : از اينجا بدست مى آيد كه موضوع وليعهدى يزيد يك موضوع غير مترقب نبوده است) ! و خواننده ى عزيز از گفتار( احنف) و از مطالبى كه در بحث هاى گذشته بيان شد بخوبى در مى يابد كه اين موضوع , بسيار غير مترقب بوده است
[٢]- ابن قتيبة - ج ١ ص ١٥٦ ١٥٨ و مسعودى ( حاشيه ى ابن اثير ) ج ٦ ص ١٠٠ [١٠٢]