صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٣٧٨ - ٤ - سرنوشت خلافت پس از معاويه
البته در اينكه خلافت اسمى و نام خليفه در تصرف معاويه - و پس از او در اختيار قلدران ديگرى كه آن را بخود بسته يا بزور شمشير و يا از راه ارث بدست آوردند - بوده هيچ ترديد و اختلافى نيست
اگر در قاموس مجتمعى كه با معاويه يا يكى ديگر از اين متصرفان و قلدران بيعت كرده , صحيح است كه نام خلافت بر حكومتى كه از راه زور و قلدرى و ادعاى پوچ بدست آمده , اطلاق شود , با آنان بحث لفظى نخواهيم داشت , بگذار در اينصورت معاويه , خليفه ى قلدرى و زور باشد و حسن بن على خليفه ى پيغمبر و شريك قرآن و چنين فرض كن كه آنچه در برخى از روايات وارد شده - بنابر اينكه سندش صحيح و متنش بر كنار از تحريف باشد - از قبيل بكار بردن كلمه ى خليفه در اين اصطلاح جديد مى باشد !
٤ - سرنوشت خلافت پس از معاويه
در هيچيك از نامه هائى كه معاويه براى زمينه سازى صلح , به امام حسن نوشته بياد نداريم كه موضوع( سرنوشت خلافت پس از در گذشت معاويه) فراموش شده و از آن سخنى نرفته باشد در همه ى اين نامه ها تقاضاى او از حسن اين است كه حكومت را تا هنگاميكه او زنده است بدو تسليم كند در بعضى از اين نامه ها مى نويسد( : پس از من حكومت از آن توست) [١] و در برخى ديگر مى نويسد( : تو از همه كس بدان اوليترى) [٢]
در متن قرار داد صلح نيز مطلب به همين صورت ذكر شده است
مردم نيز از صلح جز اين چيزى استنباط نكردند كه قدرت تا
[١]و٢ - ابن ابى الحديد در( شرح نهج البلاغه) ( ج ٤ ص ١٣ )