صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٣٧٦ - ٣ - تسليم امر
مغلوب چرب زبانى معاويه نمى شود در پاسخ او بگويد( : بخدا دوست ندارم كه اين مقام را از راهى كه تو بدست آورده ئى , بدست آورم) يعنى وى از لقبى كه بروى خونهاى بنا حق ريخته و فتنه هاى سياه و پيمانهاى دروغ روئيده است خود را برتر ميشمارد
بنابراين مى بينيد كه( سعد) نيز از( تسليم امر) مفهومى جز تسليم سلطنت و حكومت استنباط نكرده و اين همان چيزى است كه هر آشنا به نظريه ى قرآن در مورد( خلافت) و به زبان طرفين قرار داد در صلحنامه , بايد استنباط نمايد
كاوشگر بزرگ اسلامى سيد امير على هندى رحمه الله چون به موضوع اين صلح رسيده , از آن با تعبير( كناره گيرى از حكومت) ياد كرده است [١]
در گفتگوئى كه خود آنحضرت با يكى از اصحابش در مقام تفسير صلح داشته , چنين ميگويد( : من مؤمنان را خوار نكردم بلكه خوش نداشتم كه آنان را بخاطر سلطنت بكشتن دهم) [٢]
بدين ترتيب مشاهده مى كنيم كه اين جنگ از نظر هر دو طرف - هم حسن و هم معاويه - جنگ بخاطر قدرت و حكومت بوده است , پس مصالحه ى آندو نيز كه شرائط آن بر طبق قرار داد مزبور مورد اتفاق طرفين قرار گرفته ميبايد مصالحه بر همين موضوع باشد چه آنان امروز بر همان موضوعى قرار داد صلح مى بستند كه ديروز بر سر آن به نبرد بر خاسته بودند و در نقطه ى مورد نظر آنان چه در خلال اظهاراتشان و چه در هنگام صلح , خبرى از داد و ستد خلافت نيست
( [١] مختصر تاريخ العرب و التمدن الاسلامى) ص ٦١
( [٢] تاريخ ابن كثير) ج ٨ ص ١٩ و( اعيان الشيعه) ج ٤ ص ٥٢ و( المستدرك) تأليف حاكم