صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٣٦٤ - ياران شهيد حجر
گفتيم كه خلاصه ى آن چنين است : خلافت و( جانشينى پيغمبر) در اسلام فقط شايسته و برازنده ى كسى است كه در مزاياى روحى و معنوى از همه به رسولخدا شبيه تر باشد , و - بقول عمر بن خطاب - بردگان آزاد شده و فرزندان آنها و تسليم شدگان روز فتح را از اين منصب سهمى نيست , بنابر حديث معتبر از طرق اهل سنت , خلافت پس از رسولخدا سى سال است و از آن پس( پادشاهى گزنده) خواهد آمد , بنابر عقيده شيعه و( معتزله) امامت فقط به نصب و تعيين است , غلبه يافتن و قدرت , غير جايز را جايز نمى سازد بنابرين صحيح نيست كه كسى خلافت را بزور تصرف كند يا آن را با قلدرى و اجبار , بر مسلمانان تحميل نمايد , آن كسى كه خليفه ى پيغمبر است حق ندارد با مقررات آنحضرت - چه آشكارا و چه نهانى - مخالفت و ضديت ورزد و مثلا : زنا را به نسب ملحق سازد و نماز جمعه را در روز چهارشنبه بخواند و عهد و ميثاق خدا را بشكند
و اينك بر آنچه گفته ايم , ميافزائيم كه : عليرغم تبليغات دامنه دار وسيعى كه( خليفه نام) هاى اموى و دستيارانشان در ظرف هزار ماه دوران حكومت خود انجام دادند و با وجود آن رشوه هاى بيحساب و آن افسانه ها و روايات دروغينى كه بر طبق ميل و دلخواه خود جعل كردند , هيچيك از صاحبنظران مسلمان از دوران خود معاويه تاكنون از استيلاى معاويه بر مقام حكومت , معناى( خلافت اسلامى) را درك نكرده و وى را( خليفه ى رسولخدا) ندانسته اند و او با همه ى آن كوششهاى مالى و تبليغاتى بعنوان يك( پادشاه خليفه نام) نه كمتر و نه بيشتر , در تاريخ معرفى شد
پس از آنكه حكومت وى استقرار يافته بود , روزى سعد بن ابى وقاص بر او وارد شد و گفت( : سلام بر تو اى پادشاه) ! معاويه خنده ئى كرده و