صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٣٤٥ - انگيزه هاى صلح از نظر دو جبهه
اين رؤياى لذتبخشى بود كه معاويه هر چيز گرانبهائى را در برابر آن خوار مى شمرد ديگر نميدانست كه اسلام بسى عزيزتر و شامختر از آن است كه رجاله بازى ها و هوچيگرى هاى كسى چون او را بپذيرد يا زمام خود را بدست بردگان جنگى آزاد شده و فرزندان ايشان بسپارد
انكار نميتوان كرد كه ممكن است انگيزه هاى ديگرى نيز وجود داشته و توانسته از معاويه شخصيت ديگرى كه دشمن جنگ و دوستدار صلح و پذيرنده ى تعهدات و سوگندها و ميثاق هاى مؤكد است , بسازد ولى بررسى ديگر انگيزه هاى وى از قوت اين مطلب نمى كاهد كه بزرگترين انگيزه ها و دواعى وى همان رؤياى لذتبخشى بوده است كه بدان اشاره كرديم
اينك در زير , مجموعه ى موضوعاتى را كه هر يك ميتواند بخشى
نقل خواهيم كرد( احمد) در كتاب( مسند) و( ابويعلى) و( ترمذى ) و( ابن حيان) و( ابوداود) و( حاكم) اين روايت را از رسول خدا نقل كرده اند كه فرمود( : پس از من خلافت سى سال است و از آن پس سلطنت خواهد بود) و بنا بلفظ( ابو نعيم) در كتاب( الفتن) و( بيهقى) در كتاب( الدلائل) فرمود( : و از آن پس سلطنتى گزنده خواهد بود)
اين حديث از نظر جمعى از اهل سنت , حائز شرايط( خبر صحيح) است يكى از راويان ايشان در حاشيه ئى كه بر اين حديث زده مى گويد : و آن سى سال بعد از رسولخدا صلى الله عليه و ( آله ) و سلم با خلافت حسن بن على عليهما السلام پايان يافت
( ابوسعيد) از عبدالرحمن بن ابزى از عمر نقلكرده كه گفت( : تا وقتى يكتن از حاضران جنگ بدر زنده است حكومت از آنان نبايد خارج شود و پس از آنان تا وقتى يكتن از اهل جنگ احد زنده است ديگران را از حكومت سهمى نيست و بردگان آز اد شده و اولاد آنان و تسليم شدگان روز فتح هيچيك شايسته ى زمامدارى نيستند)
مؤلف : و اما بيعتى كه معاويه با روشهاى معروف خود از مردم گرفت , نمى تواند غير جايز را جايز سازد