صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٣٠٢ - دور نمائى از وضع غير عادى مدائن
گروههاى بد انديش قابل استفاده تر از فتنه ئى كه پرداخته ى اين سه پديده است , نبود
امام حسن , مردم را گرد آورد و خطابه ئى ايراد كرد و آنان را بر نيك انديشى و پايدارى و استقامت تشويق نمود و روزها و خاطره هاى ستوده ى جنگ صفين را بيادشان آورد و آنگاه بيم و تأسف خود را از دو دستگى و اختلاف نظر كنونى اظهار داشت بزرگترين فايده ى اين خطابه براى آنحضرت اين بود كه توانست از مردم صريحا اعتراف بگيرد كه در كار جنگ , متخلف و نا فرمانند , بانان چنين وانمود كرد كه در مورد قبول پيشنهاد معاويه ( پيشنهاد صلح ) با ايشان مشورت مى كند , در آخر خطابه اش گفت( : آگاه باشيد ! معاويه ما را به كارى فرا خوانده كه در آن نه سربلندى هست و نه انصاف , اگر داوطلب مرگيد سخن او را به خودش برگردانيم و با زبانه ى شمشير , او را به محاكمه خدائى بكشيم و اگر خواستار زندگى ميباشيد , پيشنهاد او را بپذيريم و خشنودى شما را جلب كنيم ؟) مردم از هر سو فرياد بر آوردند : مهلت , مهلت , صلح را امضاء كن [١]
مؤلف : در ميان تمامى رواياتى كه درباره ى ماجراى امام حسن وارد شده , به دو روايت برخورد مى كنيم كه از نظر( كثرت راوى) و در نتيجه( از مسلمات تاريخ بشمار رفتن) بر ديگر روايات داراى مزيت اند , يكى از ايندو روايت , همين روايت همين روايت است كه مردم پس از شنيدن سخنان امام حسن از همه سو فرياد بر آورده و خواستار امضاى صلح شده اند و ديگرى روايت شوريدن مردم بر امام حسن است در مدائن بعنوان اعتراض بر قبول
[١]- ابن خلدون , ابن اثير , مجلسى و ديگران نيمه ى اول اين خطابه در ضمن متونى كه از تواريخ قديم در اين فصل آورديم , از نظر خواننده گذشت