صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٩٢ - ارشاد شيخ مفيد
تسليم او به دشمنش و بر اين همه افزوده مى شد واقعه ى عهد فروگذارى و نامردمى پسر عمويش و تمايل يافتن وى به دشمن او و باز گذشته از اين , تمايل توده ى مردم به بهره هاى دنيا و بى اعتنائيشان به نعيم آخرت](
مؤلف : ديگر در اكثر نوشته هاى مفصل تاريخى , درباره ى ماجراى امام حسن عليه السلام سخنى كه از جهت تفصيل , در اين حد و از لحاظ مطلب , مشابه با اينها باشد نمى يابى , تازه در آنچه گذشت چه تناقض ها و نا گفته ها و تقطيع ها و پراكنده گوئيها وجود داشت
مثلا در يكجا پيشنهاد كننده ى صلح , امام حسن است و در جاى ديگر معاويه
موجب پيشنهاد صلح يا قبول آن از طرف امام حسن , بنظر بعضى , فتنه انگيزيهاى عمال معاويه در اردوگاههاى مسكن و مدائن است كه باز در نوع همين فتنه انگيزيها چند عقيده وجود دارد - و بنظر بعضى ديگر , پراكندگى سپاهيان خود آنحضرت است پس از مجروح و مريض شدن در ساباط و بنظر گروه سومى , سرپيچى مردم از جنگيدن بهمراه او بدليل آنكه در پاسخ خطبه ى امام فرياد بر آورده اند : مهلت , مهلت , و صريحا گفته اند : صلح را امضاء كن و بنظر گروه ديگر فرار فرمانده مقدمه و خيانت ياران و مباح دانستن خون او و كافى نبودن ما بقى براى مقابله با نيروى شام
و باز در مورد نام فرمانده لشكر مقدمه , همينگونه اختلاف ها هست : بعضى او را عبدالله بن عباس دانسته اند و بعضى , عبيدالله بن عباس و ديگرانى ,