صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٧١ - صبر امام حسن
و زبون احساسات نشد , در برابر حوادث خود را نباخت و از شدائد در اضطراب نيفتاد و هيچ عاملى جز يارى دين و بر افراشتن پرچم قرآن و بلند آوازه ساختن دعوت اسلام , نتوانست او را بر انگيزد
دارنده ى اين مزايا و اين خصال , همان حسن سبط پيغمبر است با همان حقيقتى كه خدايش آفريده است هيچكس بجز جاهلى لجوج يا دشمنى بى انصاف را ياراى آن نيست كه در اين صفات و خصال بر حسن خرده گيرى كند صفات او در زمان خودش برترين صفات بود از بخشش و كرمش همچون ضرب المثلى نام برده مى شد , شيرينى گفتار و حاضر جوابيش و قدرت منطقش و هيبتش و حلمش و عقل و درايتش را دشمنان تصديق مى كردند , چه رسد به دوستان
به ستايشهاى معاويه از او بنگريد , هرگاه در محضر او بحث و مشاجره ئى درباره ى حسن در ميگرفت وى در آخر كار سخنى در تمجيد آنحضرت مى گفت و گاه بدون آنكه بحثى از اينگونه پيش آيد , نظر ستايش آميز خود را ابراز ميداشت
يكبار شيرينى گفتار آنحضرت را چنين ستود :
( درباره ى هيچكس بقدر حسن اين احساس را نداشته ام كه وقتى مى گويد , ادامه ى گفتار او را دوست بدارم) [١]
نوبت ديگرى كه در حضور او از امام حسن ياد شد , گفت( : اينها مردمى هستند كه سخن گفتن به آنان الهام شده است) [٢]
درباره ى هيبت و خوش محضرى آنحضرت گفت([ : بخدا , هرگز او را
( [١] يعقوبى) ( ٢ / ٢٠٢ ) و( ابن كثير) ( ٨ / ٣٩ )
[٢]- العقد الفريد : ( ٢ / ٣٢٣ )