صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٤٣ - عقيده ؟ يا حكومت ؟
اينك دو واقعيت مورد اتفاق را از نظر ميگذرانيم :
يك واقعيت , عبارت است از خلافت بمعناى اول يعنى همان سلطه و قدرت همگانى و عمومى پس از رحلت پيغمبر اين يك موضوع واقعى شده ( واقعيت ) است كه شيعه هم به وقوع آن اعتراف مى كند و در بسيارى از آثار مترتب بر آن , آنرا مستوجب مدح و ثنا نيز ميداند
واقعيت ديگر عبارت است از خلافت بمعناى دوم يعنى واسطه بودن ميان امت و پيامبر در دين كه اين نيز بشهادت روايات صحيح كه از طرق معتبر و غير قابل خدشه وارد شده , امرى مسلم و واقع شده است و سنى نيز بدان اعتراف مى كند
و اين راه حلى است شايسته ى اعتبار و بدين وسيله گره هاى مهم ميان دو گروه - بى آنكه يكطرف مغبون يا محروم شده باشد - گشوده مى گردد [١]
[١]- منظور مؤلف از خلافت بمعناى دوم , مفاد و مضمون احاديثى از قبيل :
( انى تارك فيكم الثقلين : كتاب الله و عترتى )
( مثل اهل بيتى كمثل سفينه نوح , من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق )
و احاديث ديگرى از اين قبيل است كه از طريق معتبر شيعه و سنى نقل شده و در كتابهاى هر دو فرقه موجود است بعقيده ى مؤلف بزرگوار , خلاصه ئيكه از اين احاديث بدست مى آيد , مرجعيت اهل بيت است در تعليم مسائل دين بمعناى عام و به تعبير خود وى( : وساطت ميان نبى و امت)
و نظير اين احاديث با اين مفاد درباره ى هيچكس ديگر در اسلام وارد نشده است موضوعى كه لزوما بايد در اينجا تذكر داد آنست كه از اين بيان هرگز نبايد استنباط كرد كه منصب و رتبتى كه اهل بيت از طرف خدا و بوسيله ى پيامبر بدان منصوب شده اند , صرفا رتبت تعليم و ارشاد و راهنمائى و پند و اندرز و خلاصه , -