صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٠٣ - آغاز سرنوشت
الهى از آن پديدار مى گشت
و ديگر او يك لحظه از فعاليت پيگير خود در بگردش در آوردن گردونه ى جهاد و حركت لشگرش , باز نايستاد با اينكه از آتش فتنه ئى كه گاه بگاه از زير خاكستر حوادث متوالى جرقه مى زد كاملا با خبر بود در سرتاسر اين مدت يك كلمه ى خشم آلود يا جمله ئى كه آگاهى باطنى او را از اهميت بليه , ظاهر سازد يا متضمن بدگوئى از وضع موجود باشد , از او شنيده نشد مگر همان كلمات آموزنده ئى كه بمقصد آموزش و تمرين دادن نظم و انضباط به نفرات سپاه و آشنا ساختن و وادار كردن ايشان به پايبندى به مبانى( جهاد) در اسلام , از او صادر مى گشت
روى خود را بسوى كوفه گردانيد , گوئى چيزى را در خاطره اش جستجو مى كند يا ناسپاسى هاى آن شهر را در برابر لطفهائى كه او و پدرش نسبت بان مبذول داشته اند , از نظر ميگذراند اين پدر او على بن ابيطالب بود كه شالوده ى مجد و شكوه اين شهر را ريخته و كيان شامخ و با عظمت آنرا بوجود آورده بود و آن را در رديف بزرگترين پايتخت هاى عالم اسلام و مركز تلاقى تمدن هاى گوناگون و مليت هاى و نژادهاى مختلف ساخته و با موقعيت فرهنگى و بازرگانيش شايسته ى رقابت و همسرى با بزرگترين پايتخت هاى معروف جهان , كرده بود
و در سياست خود او , كوفه , همه چيز بود , يا بگو : بزرگترين ذخيره ى او بود براى روزهاى سياه و حوادث خونين و بليه هاى گوناگونى كه اتفاقا اكنون براى او پيش آمده بود
همانطور كه گذشته هاى خود را با كوفه يا گذشته هاى كوفه را با خود , از نظر مى گذرانيد , بخاطر آورد كه در آنجا چگونه مردم به بيعت