صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٩٦ - آغاز سرنوشت
با نزديكانش به اردوگاه معاويه رفته است و صبح كه مردم برخاسته اند , امير خود را در اردو نيافته اند و قيس با آنان نماز گزارده و اداره ى امور آنان را بدست گرفته است]( [١]
فقره ى اول اين نامه نشان ميدهد كه عبيدالله بن عباس از آغاز ورود به( مسكن ) نامه ئى براى امام حسن ننوشته بوده است [٢]
حال , آيا قطع رابطه ى يك فرمانده با مركز عالى فرماندهى , دليل آن ست كه وى از پيش , بناى تمرد داشته است ؟ نميدانيم بعلاوه , اساسا روشن نيست كه آيا مدت زمانى كه ميان ورود لشكر به مسكن و پيوستن عبيدالله به معاويه فاصله شده , چندان بوده كه در آن مجال و امكان نامه نگارى بوده باشد , يا نه ؟
همراه با نامه ى قيس و بدنبال آن , اخبار مسكن پى در پى رسيد ( و هميشه خبرهاى بد زودتر مى رسد و بيشتر پخش مى شود ) و امام حسن اطلاع يافت كه اين( نزديكان ) كه در نامه ى قيس از آنها ياد شده - و ماخذ تاريخى آنها را بعنوان( اشراف و خانواده دارها) يا( وجوه و وابستگان به فاميل هاى معروف) معرفى كرده اند - در طرح كردن نقشه ى خيانت , با عبيدالله شريك بوده اند و همچنين كشف كرد كه بعضى از آنان پيش از عبيدالله , فرار اختيار كرده اند برخى از خبرها در بدگوئى از عبيدالله دست بالا را گرفته و مى گفتند كه وى( پرچم را در هم پيچيده است) [٣]
اين حركت دشمنى بار , فضاى مساعدى براى پديد آمدن روح تمرد
[١]- ارشاد مفيد ( ص ١٧٠ )
[٢]- زيرا فقره ى اول اين نامه , متضمن اولين خبرى است كه از ورود به مسكن , به امام مى رسد و نامه از قيس است و نه از عبيدالله
[٣]- بحار : ١٠ / ١١٤