صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٤٧ - بسيج و فرماندهى
قيس بن سعد بن عباده و سعيد بن قيس همدانى رئيس يمنى هاى ساكن كوفه , لذا فرماندهى مقدمه را به ترتيب به اين سه نفر سپرد
عبيدالله بن عباس يكى از آن مردمى بود كه سرى پر شور و ماجراجو و دلى بى اعتنا به زندگى داشتند , غيرت دينى از يكسو و تعصب قبيله ئى از سوى ديگر , او را بر افروخته و از او , سلاحى پولادين در دفاع از حكومت هاشمى فراهم آورده بود و اين شگفت نيست , چه او خود يكى از سران خاندان بنى هاشم بود و هميشه گفته اند : آه صاحب درد را باشد اثر [١] از لحاظ سوابق افتخار آميز : در سال ٣٦ ( به روايت اصابه ) يا سال ٣٩ ( به روايت طبرى ) و يا در هر دو سال اميرالحاج بود , در زمان اميرالمؤمنين عليه السلام يكبار استاندار بحرين شد و يكبار كارگزار يمن و توابعش [٢] مردى كريم و سفره دار بود كه حاجيان در مكه بدان
كشته شدن وى نيز تا زمان صلح حسن در آنجا بود و سپس بمكه عزيمت كرد]( مؤلف : نه , او در بصره هم نبود و گرنه قواى بصره در لحظه ى احتياج شديدى كه امام حسن در مدائن به آن داشت , تأخير نمى كرد( ابن اثير) نيز تأييد مى كند كه عبدالله بن عباس در زمان حيات اميرالمؤمنين از وى جدا شده است ( ج ٣ ص ١٦٦ ) به نظر مى رسد كه شباهت كتابتى نام اين دو برادر و يكى بودن نام پدرشان اين اشتباه را پيش آورده است اشتباه ديگرى كه بعضى كرده اند اينست كه پنداشته اند فرماندهى مقدمه با قيس بن سعد بوده در حاليكه قيس فرمانده ى طليعه ى اين مقدمه بوده ( همانطور كه ابن اثير بصراحت بيان كرده است ) و شايد همين موجب اشتباه گرديده است
[١]- معادل اين جمله( : و ليست الثكلى كالمستاجره) كه در متن بود انتخاب شد ( مترجم )
[٢]- برخى خواسته اند بموجب حادثه ى يمن - كه عبيدالله در برابر قواى اعزامى معاويه تاب نياورد و از يمن خارج شد - در سوابق او ترديد كنند ولى حق اين است كه اعتراف كنيم در آن روز پادگان نظامى يمن ضعيف تر از آن بوده كه بتواند در برابر حمله ى( بسربن ارطاه) مقاومت كند قضايائى از قبيل :