صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٤٠ - بسيج و فرماندهى
است و شما اى مردم ! به آنچه دوست ميداريد نائل نخواهيد شد مگر بوسيله ى پايدارى و صبر بر آنچه مكروه ميداريد شنيده ام كه معاويه پس از اطلاع از تصميم ما بر جنگ , بدينسوى راه افتاده است پس شما نيز به اردوگاهتان در( نخيله) [١] در آئيد - رحمت خدا بر شما باد - تا با كمك فكر و رأى همگان تصميم بگيريم](
مورخان اين حادثه , نوشته اند( : مردم همگى سكوت كردند و هيچكس زبان به سخن نگشود و امام حسن را به يك كلمه پاسخ نگفت) !
( عدى بن حاتم) بزرگ قبيله ى( طى) و فرمانده سرشناسى كه بر اثر سوابق شكوهمندش با رسول اكرم و على عليهما السلام , در ديده ى مسلمانان , مقامى رفيع داشت , اين وضع را مشاهده كرد و در حاليكه از خشم مرتعش بود , با صداى رسا و تكان دهنده اش فريادى بر آورد كه همه ى سرها را بسوى او برگردانيد , همه سعى كردند سخن او را بشنوند , در ميان اين جمع , زياد بودند كسانيكه از تاريخچه ى زندگى( عدى) و آقائى و رياست و ثبات قدم او در راه حق باخبر بودند عدى فرياد گرم و سخن درشت خود را در نكوهش مردم بر اين سستى و سكوت , اينچنين ادامه داد :
([ منم عدى پسر حاتم وه چه زشت است اين رفتار ! چرا به پيشوا و فرزند پيغمبرتان پاسخ نميدهيد ؟ ! كجا رفتند خطيبان شهر كه در دوران راحت , زبانشان همچون تازيانه بود و اكنون كه كار جدى شده , همچون روباه به سوراخ ها خزيده اند ؟ مگر از خشم خدا نمى ترسيد و از ننگ و
[١]- تصغير( نخله) , جائى در نزديكى كوفه از طرف شام مؤلف : هم اكنون نيز در سمت( كربلا) بنائى است معروف به( خان النخيله) كه فاصله ى آن تا كوفه ١٢ ميل است