روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٨ - ترجمه
كند و به فرقۀ دوم يك ركعت،و همچنين فرقۀ اول را تكبير باشد و فرقۀ دوم را تسليم، فهذا معنى قوله: فَلْتَقُمْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذٰا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرٰائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طٰائِفَةٌ أُخْرىٰ لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ ،و اين كيفيّت [١]بعينها مذهب شافعى است و مذهب احمد حنبل و مذهب مالك در اوّل، آنگه [٢]بازآمد از اين و خلاف كرد در يك فصل،و آن آن است كه گفت:چون امام سلام بازدهد،ايشان كه در پى اويند سلامها بازندهند،بل برخيزند و ركعتى دگر كنند و آنگه سلام بازدهند.و ابن ابى ليلى هم چنين گفت،جز كه در يك فصل خلاف كرد و آن آن است كه گفت:امام به اوّل تكبير احرام به هر دو فرقه ببندد،و آنگه [٣]فرقتى بروند و يك فرقت با او ايستند [٤]و باقى چنان كه گفتيم.
و مذهب ابو حنيفه آن است كه [٥]:دو فرقه شوند-چنان كه ما گفتيم-و امام تكبير احرام كند و به يك فرقه يك ركعت نماز بكند،چون به ركعت دوم [٦]برخيزد اين گروه كه به اول يك ركعت كرده باشند در نماز بروند و به برابر دشمن روند [٧]و آن طايفه بيايند و تكبير نماز ببندند و با امام اين يك ركعت [٨]بكنند و امام سلام دهد [٩]و ايشان ندهند،بل در نماز بروند و به برابر دشمن شوند،و آن [١٠]طايفۀ اوّل بازآيند و آن ركعت دوم [١١]كه بر ايشان مانده باشد بكنند و برابر دشمن روند،و آنگه آن طايفه بيايند -أعنى طايفۀ دوم-و نماز خود تمام بكنند،و هر دو فرقه را نماز تمام باشد.مخالفت او با ما چند جاى است:
يكى آنكه گفت:در نماز آيند و شوند،و نمازشان تباه نشود به سبب خوف،و دوم [١٢]آنكه گفت:با امام سلام بدهند [١٣].و اصحاب شافعى حكايت مذهب [١٤]ابن ابي ليلى كنند [١٥]،و اخبار بسيار آمده از طرف [١٦]ما و مخالفان بر اين ترتيب كه ما گفتيم
[١] .مر:اين طريق.
[٣] [٢] .مر:آنگاه.
[٤] .وز،تب،آج،لب،لت:بايستند.
[٥] .مر+به.
[١٢] [١١] [٦] .مر:دويم.
[٧] .لت:شوند.
[٨] .آج،لب+نماز.
[٩] .مر:بازدهد.
[١٠] .مر:آنگاه آن.
[١٣] .تب،آج،لب:ندهند.
[١٤] .آج،لب+ابو حنيفه بر مذهب.
[١٥] .آج،لب،لت:+و اصحاب ابو حنيفه از اصحاب شافعى حكايت ابن ليلى كنند.
[١٦] .تب:طريق،اج،لب،مر،لت:طرق.