روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٣ - ترجمه
ديت و كفّارت روزه او را كفايت باشد و قائم بود مقام ديت و كفّارت،و اين قول مسروق است و قول اوّل درستتر است براى آنكه ديت بر عاقله است و كفّارت بر او به اجماع و آنچه تكليف ديگرى باشد او را عوض نبايد كردن.
و از شرط روزه آن است كه:متتابع بود،پياپى بلافصل،و اگر يك ماه بدارد و از دوم چيزى بدارد و اگر خود يك روز باشد پس بگشايد مخطى باشد جز آنكه بنا شايد كردن [١]و با سر نبايد گرفتن،و اگر يك ماه بدارد و از ماه دوم [٢]هيچ نداشته باشد [٣]بگشايد [٤]بايد گرفتن به همه حال.
و قوله: تَوْبَةً مِنَ اللّٰهِ ،نصب او بر مفعول له باشد،يعنى عودى و رجعتى است از خداى تعالى بر شما به رحمت تا تخفيف باشد آن را كه برده [٥]ندارد.و در كفّارت بر او بسته نشود،و كسى را نبود كه اعتراض كند بر وجوب ديت بر عاقله و گويد اين ظلم است يا تكليف ما لا يطاق،براى آنكه اين آنگاه بودى كه اين در حقّ عاقله بر سبيل عقوبت بودى،اين بر وجه عبادت است و خداى تعالى عاقله را بر اين ضمان ثواب كرده است اين به مثابت زكات و صدقه و خمس است نه آن است [٦]به جنايتى كه ديگرى كرد او را مىفرمايد گرفتن.
وَ كٰانَ اللّٰهُ عَلِيماً حَكِيماً ،و خداى تعالى هميشه عالم و حكيم بوده است، عالم به احوال مكلّفان و مصالح ايشان،و حكم [٧]در اوامر و نواهى كه ايشان را كند.
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً -الآية.مفسّران گفتند:آيت در مقيس بن صبابة الكنانىّ آمد،و آن آن بود كه او برادرش را-هشام بن صبابه را-كشته يافت در بنى النّجّار،و برادرش مسلمان بود،به نزديك رسول آمد،و رسول را-عليه السّلام- بگفت.رسول-عليه السّلام-مردى را از بني فهر با او بفرستاد به بنى النّجّار،و گفت ايشان را بگو [٨]كه:رسول خداى سلام مىكند شما را و مىگويد اگر قاتل برادر اين مرد
[١] .تب:بنا نشايد كردن.
[٢] .مر:دويم.
[٣] .تب+و.
[٤] .تب،آج،لب،لت+با سر.
[٥] .مر:بنده.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٧] .آج،لب،مر:حكيم.
[٨] .مر:بگوى.