روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٩ - ترجمه
كافر فاسق بود و لكن همۀ فاسق كافر نبود.
خداى تعالى وحى كرد به موسى و گفت تا چند اين قوم عصيان خواهند كردن و كفران و آيات مرا تصديق نخواهند كردن اگر خواهى اينان را هلاك بر آرم [١]و قومى دگر را بيارم به بدل اينان به از اينان و بيشتر و قوىتر،موسى-عليه السّلام گفت بار خدايا اگر اين قوم را هلاك بر آرى بهيكبار جماعتى ديگر نادان كه [٢]در شهرهااند و ازين حال بىخبرند گويند موسى قومى را در بيابان برد و ايشان را وعده داد كه شما را به شهرى مىبرم و چون برآن شهر دستى و ظفرى نيافت قوم خود را هلاك كرد و تو خداوند حليمى به عقوبت تعجيل نكنى و آمرزنده و بخشاينده [٣]بار خدايا بيامرز اينان را و هلاك مكن ايشان را به آنچه مىگويند و مىكنند،خداى تعالى گفت اينان را به دعاى تو از هلاك دفع [٤]كردم و لكن نام فسق از ايشان برنگيرم و حرام كردم بر ايشان كه چهل سال در هيچ شهرى شوند جز كه درين بيابان مىروند به جاى هرروزى كه ايشان توقّف كردهاند و تخلّف از فرمان من يك سال ايشان را معذّب دارم تا درين بيابان بميرند و جيف ايشان درين بيابان بيفكنند و ايشان را تمكين نكنم ازآنكه در زمين پاك شوند و فرزندان ايشان كه ازين خير و شر بىخبرند ايشان را درين زمين برم فذلك قوله: فَإِنَّهٰا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ،و مفسّران در تحريم اين خلاف كردند كه تحريم منع است يا تحريم شرع و بيشتر برآنند كه تحريم منع است تا تحريم شرع و حرّمته كذا اذا منعته ايّاه و حرّمته عليه اذا بلغت فى المنع (اربعين سنة)نصب اربعين بر ظرف است من قوله مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ و نصب سنه بر تميز يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ ،اى يتحيّرون و يتردّدون فلا يهتدون،در زمين مىروند متحيّر و تاه اذا تحيّر و تيه بيابانى باشد كه رونده در او متحيّر شود و محلّ او نصب است بر حال فَلاٰ تَأْسَ ،اى لا تحزن اندوه مدار برآن گروه [٥]فاسقان و الأسا الحزن يقال اسى على كذا يأسى أسا و اسا الجرح يأسوه اسوا اذا عالجه و تأسّيت بفلان اذا اقتديت به و اسّيت فلانا على مصيبته اى عزّيته و الاسا الصّبر،چهل سال بر شش
[١] .مر:برآورم.
[٢] .مر+اين.
[٣] .آج،لب،لت:بخشايندهاى.
[٤] .وز،تب،آج،لب،مر،لت:عفو.
[٥] .وز:كرده.