روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٦ - ترجمه
فرمود. وَ لاٰ يَجْرِمَنَّكُمْ نهى مغايبه است.
ابو عبيده گفت:لا يحملنّكم و نبايد كه شما را دشمنى و بغض قومى برآن دارد كه عدل نكنى [١]و انصاف ندهى [٢]،و اختلاف در اين لفظ گفته شد و نيز در شنآن، آنگه امر به عدل از سر گرفت گفت: اِعْدِلُوا ،عدل كنيد و داد دهيد چه آن به تقوا و پرهيزكارى نزديكتر باشد.
آنگه وعظ كرد ايشان [٣]،بقوله: وَ اتَّقُوا اللّٰهَ ،گفت:از خداى بترسيد و از معاصى و عقاب او اجتناب كنيد كه خداى تعالى داناست به آنچه شما مىكنيد.
عبد اللّٰه بن كثير گفت:آيت در جهودان بنى قريظه آمد كه:رسول-عليه السّلام- به زير حصن [٤]ايشان فرود آمد ايشان همّت آن كردند كه او را بكشند [٥].مسلمانان را كين ايشان در دل زياده گشت.خداى تعالى گفت:نبايد كه بغض و عداوت ايشان شما را برآن دارد كه عدل نكنيد بل كه عدل پيشه كنيد با دوست و دشمن و مؤمن و كافر. إِنَّ اللّٰهَ خَبِيرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ كه خداى تعالى داناست به آنچه شما مىكنيد.مورد او مورد تهديد و وعيد است.
قوله: وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ ،وعده داد خداى تعالى مؤمنان را كه عمل صالح كنند كه ايشان را بيامرزد و مزد عظيم دهد.و«وعد [٦]»خبرى باشد متضمّن نفع موعود را.وعيد خبرى بود متضمّن مضرّت آن را كه وعيد به او تعلّق دارد.
فرّاء گفت:وعدته بالخير و الشّرّ.لفظ وعد [٧]چون مقيّد باشد به خير يا به شر صالح بود هر دو را امّا چون مطلق باشد وعد در خير باشد و وعيد [٨]شر.و قوله: لَهُمْ مَغْفِرَةٌ جمله است در موضع مفرد به تقدير«انّ»براى آنكه«أنّ»جمله را در تقدير
[١] .تب،لت،مر:نكنيد.
[٢] .اساس،وز و مت:بدهى،كه چون معناى محصّلى نداشت با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.تب، مر،لت:ندهيد.
[٣] .كذا در اساس،وز و مت،ديگر نسخه بدلها+را.
[٤] .كذا در اساس و مت،ديگر نسخه بدلها:حصين.
[٥] .تب:بكشتند.
[٦] .لت:وعدۀ.
[٧] .تب،آج،لب،مر:وعيد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مت+در.