روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٨ - ترجمه
سهبار،يكبار از [١]آن به خاك.
آنگه چون رسول-عليه السّلام-فرمود تا سگان را بكشتند [٢]صحابه گفتند:يا رسولاللّٰه از جملۀ سگان كه تو فرمودى ما را به كشتن آن هيچ حلال هست [٣]ما را؟ رسول-عليه السّلام-هيچ فتوى نكرد [٤].خداى تعالى اين آيت فرستاد چون اين آيت آمد رسول-عليه السّلام-رخصت داد در اقتناى سگ صيدى و سگى كه در آن نفعى باشد چون سگ شبان و سگى كه باغ و بستان [٥]و كشت نگاه دارد.و نهى كرد از داشتن سگى كه در او نفعى نباشد و فرمود ما را سگ ديوانه و گزنده را بكشتند [٦].و قتل برداشت از آن سگ كه گزنده و مضر نباشد.
و ابو هريره روايت كند كه رسول-عليه السّلام-گفت:
من اقتنى كلبا ليس بكلب صيد و لا[٣٦٧-پ]ماشية فانّه ينقص من اجورهم كلّ يوم قيراط، هركه او سگى دارد كه نه سگ صيد باشد يا سگ گوسفند از مزد او هر روز قيراطى [٧]بكاهانند.و فى رواية اخرى:«قيراطان»،و به روايتى ديگر دو قيراط.
و عبد اللّٰه بن معقل روايت كرد مانند اين و در روايت او زيادتى هست كه گفت:
لو لا انّ الكلب امّة من الامم لامرت بقتلها فاقتلوا الاسود البهيم منها، اگر نه آنستى كه سگ امّتى است از امّتان،بفرمودمى به كشتن آن،بكشتى [٨]سگ سياه يكرنگ را.
و گفتهاند:سبب آن بود كه از عبد اللّٰه مبارك روايت كردند كه كسى او را از اين خبر [٩]بپرسيد كه رسول-عليه السّلام-گفت:
ينقص من اجره كلّ يوم [١٠]قيراط او قيراطان. گفت:بلى.منصور عمّار پرسيد [١١]از عمير بن عبيد،گفت:اين خبر روايت كردهاند ما را،ما گفتيم:سبب چيست؟گفت:شنيدم كه سبب آن است كه او بر
[١] .تب:ندارد.
[٢] .وز،مر:بكشند.
[٣] .لب:نيست.
[٤] .آج+تا.
[٥] .آج،لب:ندارد،مر:زراعت.
[٦] .وز،مر،لت:بكشند،تب:بكشتن.
[٧] .لب:قيراط.
[٨] .تب،آج،لت:بكشيد،مر:امّا بكشيد،ديگر نسخه بدلها همانند اساس است.
[٩] .مر+داد.
[١٠] .اساس،وز،آج،لب،مت+من،كه ظاهرا زائد است.
[١١] .مر:را پرسيدند او.