روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٥ - ترجمه
چون صيّاد به سگ معلّم جهود يا ترسا باشد آن صيد حلال نباشد براى آنكه تسميه شرط است و او [١]نام خداى نبرد [٢]بر حقيقت.و جملۀ فقها گفتند:حلال باشد و اگر گبر باشد يا بتپرست باتّفاق حلال نباشد.و اگر صيّاد را پدر و [٣]مادر گبر يا بتپرست نباشد باتّفاق حلال باشد و اگر صيّاد را پدر يا [٤]مادر گبر يا بتپرست باشد،به نزديك ما هم حلال نباشد.[٣٦٧-ر]و ابو حنيفه هم اين [٥]گفت.و شافعى گفت:اگر پدر گبر باشد نشايد صيد او خوردن [٦].و اگر مادر [٧]گبر باشد على قولين.
تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمّٰا عَلَّمَكُمُ اللّٰهُ ،بعضى مفسّران گفتند:«من»به معنى كاف تشبيه است.اى كما علّمكم اللّٰه و اين از كلام عرب معروف نيست.و«من»به معنى كاف تشبيه نيامد و حمل كردن او بر ظاهر اولىتر باشد.و«من»تبعيض راست اى بعض ما علّمكم اللّٰه. فَكُلُوا مِمّٰا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ ،صورت امر دارد و معنى اباحت است،كقوله: وَ إِذٰا حَلَلْتُمْ فَاصْطٰادُوا [٨]،و در اين آيت دليل است بر آنكه آنچه سگ از او بخورد روا نباشد براى آنكه چون معتاد باشد خوردن آن را،امساك براى خود كرده باشد نه براى شما.
و شافعى در قديم گفت:اگر خوردن او صيد را عقيب قتل باشد حلال بود.و در جديد بر دو قول گفتند [٩].يكى آنكه حلال[باشد و اين مذهب مالك است و عبد اللّٰه عمر و سعد ابو وقّاص و سلمان الفارسىّ و قولى ديگر آنكه حلال] [١٠]نباشد و اين قول عبد اللّٰه عبّاس است و حسن بصرى و شعبى و نخعى.و آنچه پيش از آن صيد كرده [١١]و نخورده حلال باشد،قولا واحدا.
و ابو حنيفه و اصحابش گفتند:اين كه از او چيزى بخورده باشد [١٢]حلال نبود
[١] .مر:ايشان.
[٢] .مر:نبرند.
[٣] .وز،تب،مر،لت:يا.
[٤] .وز:و.
[٥] .مر:هم چنين.
[٦] .وز،تب،آج،لب:نشايد خوردن صيد او.
[٧] .وز+و پدر.
[٨] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٢.
[٩] .همۀ نسخه بدلها بجز مت:گفت.
[١٠] .اساس،وز،تب،لب و مت:افتادگى دارد با توجه به آج و سياق عبارت افزوده شد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها بجز مت+باشد.
[١٢] .اساس،وز،مت،آج،لب:نخورده باشد.با توجّه به تب و معنى عبارت تصحيح شد.