روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١ - ترجمه
... [١]،قال يزيد [٢]بن مفرّغ في بيع غلام له اسمه برد [٣]:
و شريت بردا ليتني
من بعد برد كنت هامة
أى بعته،تحريض كرد در اين آيت مؤمنان را بر جهاد كفّار به امر و وعد و ترغيب في قوله: وَ مَنْ يُقٰاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ ،هركه او در سبيل خداى جهاد كند بكشند او را يا او بكشد و غالب شود بر خصم،و براى آن در برابر«يقتل»،«يقتل»نگفت، «يغلب»گفت كه اين عامتر است،چه غلبه هم به قتل باشد هم به تاختن دشمن، چون دشمن را بشكند هم غالب باشد [٤].
فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ،ما او را مزدى بزرگ دهيم،[يعنى ثواب جهاد يا صبر بر شهادت.
آنگه حقتعالى هم بر طريق ترغيب به لفظ استفهام و معنى تقريع گفت: مٰا لَكُمْ ،چه بوده است شما را كه] [٥]كارزار نمىكنيد در سبيل خداى و نصرت نمىكنيد [٦]و نمىرهانيد [٧]از مسلمانان مستضعفان را كه در دست كفّار مكّه اسير ماندهاند و در رنج و عذاب ايشان افتادهاند.
در محل«مستضعفين»دو قول گفتند:يكى آنكه جرّ است على معنى قوله:«في سبيل الله و في المستضعفين»،يعنى في حقّهم و نصرتهم و الذّبّ عنهم و تخليصهم من ايدى الكفّار،على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه،و گفتهاند:محلّ او نصب است و عامل در او معنى«تقاتلون»،براى آنكه چون قتال كند با كسى براى كسى آن را كه براى او قتال كند كه مدفوع عنه باشد او را خلاص بود،كأنّه قال:ما لكم لا تخلّصون المستضعفين.
كلبي روايت كرد از ابو صالح از عبد اللّٰه عبّاس كه گفت تقدير اين است كه:و عن المستضعفين،أى ذبّا و دفعا عنهم،براى آنكه چون رسول-عليه السّلام-از مكّه
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٠٧.
[٢] .اساس،وز،مت،تب،لب،مر:زيد،با توجّه به آج و مآخذ اعلام تصحيح شد.
[٣] .تب+شعر.
[٤] .مر:دشمن را بكشد هم غالب شد.
[٥] .اساس،مت:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .آج،لب،مر:نمىكنى/نمىكنيد.
[٧] .آج،لب:نمىرهانى/نمىرهانيد.