روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٦ - ترجمه
جهودان و ترسايان پيش من آرند من بفرمايم تا ايشان را گردن بزنند پيش من و ازيشان كلمۀ ايمان نشنوم من گفتم بدان كه جهودان را چون وقت مرگ باشد [١]فرشتگان عذاب بيرون حاضر آيند و به مقارع و مقامع بر روى و پشت ايشان مىزنند و گويند يا عدوّ اللّٰه،عيسى مريم به تو آمد و پيغامبرى صالح بود او را تكذيب كردى و ايمان نياوردى و گفتى او پسر خداست گويد اكنون ايمان آوردم كه او پيغامبر صالح بود و در آنوقت او را ايمان سود ندارد شهر بن حوشب گفت:حجّاج در من نگريد و گفت اين از كه شنيدى گفتم از محمّد بن الحنفيّة سر در پيش افكند و ساعتى نيك انگشت بر زمين مىزد آنگه سر برداشت و گفت:اخذتها من عين صافية اخذتها من معدنها از چشمۀ صافىها گرفته از معدن خودها گرفتى.
كلبى گفت من شهر بن حوشب را گفتم چرا گفتى كه مرا محمّد بن الحنفيّة روايت كرد و او كاره باشد ايشان را و آنچه از ايشان روايت كنند گفت قصد كردم تا او را به خشم آرم هاء فى قوله«به»راجع است با محمّد-صلّى اللّٰه عليه و آله-و در موته راجع است با كتابى يعنى جهود يا ترسا و اين روايت حماد است از حميد از عكرمه كه او گفت هيچ جهود و ترسا بنميرد تا ايمان نيارد به رسول ما صلّى اللّٰه عليه و آله.
و بعضى دگر گفتند هاء راجع است با خداى عزّ و جلّ إِلاّٰ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ اى باللّٰه يعنى به خداى ايمان آرد آنگه كه اشراط [٢]و اعلام مرگ بينند و معاينه فرشتگان را بيند ايمان آرد و ايمانش سود ندارد. وَ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً و روز قيامت تو بر ايشان گواه باشى به آنچه كرده باشند.
و قتاده و ابن جريح گفتند عيسى بر ايشان گواه باشد به آنچه گفتند و كردند چنان كه گفت: وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً مٰا دُمْتُ فِيهِمْ [٣]، و قال تعالى: وَ يَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً [٤]، قوله: فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هٰادُوا حَرَّمْنٰا عَلَيْهِمْ طَيِّبٰاتٍ ،الآية.زجّاج گفت:
[١] .آج،لب:رسد.
[٢] .اساس:اشتراط،با توجه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ١١٧.
[٤] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٨٤.