روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧ - ترجمه
گويند اين از نزديك خداست،و اگر برسد ايشان را بدى گويند اين [١]از نزديك تو است،بگو همه از نزديك خداى است،چيست اين قوم را كه نزديك نيست تا بدانند حديثى [٢].
آنچه [٣]رسد به تو از نيكويى از خداست،و آنچه رسد به تو از بدى از تو است،و فرستادم تو را براى مردمان پيغامبر،و بس است خدا گواه.
قوله [٤]: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ [٥]،خطاب است با مؤمنان و آنان كه خداى و رسول را تصديق كرده باشند،ايشان را مىفرمايد كه:حذر خود برگيريد.
و در«حذر»دو قول گفتهاند:از باقر-عليه السّلام-روايت كردند كه:«حذر» سلاح باشد و سلاح را براى آن حذر خواند [٦]كه آلت حذر است به او از دشمن حذر كنند.و قولى دگر آن است كه:مراد به«حذر»،حذر است،و هما لغتان،كالمثل و المثل،و الشّبه و الشّبه،و الاذن و الأذن [٧]،و معنى آن است كه:احذروا و كونوا على حذر،حذر كنيد و بر حذر باشيد.
و اصل«نفر»رميدن باشد از فزع،يقال:نفر من كذا.و النّفر جماعتى باشد [٨]كه از ايشان ببايد گريختن و [٩]به ترسيدن،و نفير عند قتال العدوّ از فزع باشد،و منافرت مفاخرت باشد لفزع كلّ واحد منهما إلى ما اثره [١٠].و نفر الحاجّ آن باشد كه از منا بروند، و روا بود كه جمع نافر باشد،كركب و شرب في جمع راكب و شارب،و معنى در آيت رفتن است.و«ثبات»جمع ثبه باشد و هى جماعات في تفرقه.و باقر-
[١] .آج،لب+بدى.
[٢] .آج،لب:كه دريابند سخنى را.
[٣] .اساس:و آنچه،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها«آنچه»مرجّح مىنمايد.
[٤] .تب،مر+تعالى.
[٥] .تب+الآية.
[٦] .تب،آج،لب:خوانند،مر:گويند.
[٧] .اساس،مت:بالاذن،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .آج،لب،مر:باشند.
[٩] .آج،لب،مر+ببايد.اين معنى براى«نفر»در فرهنگها و كتب تفسير به نظر نرسيد.
[١٠] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٤٣٨/٣):مأثره.