روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٦ - ترجمه
هم اين است:الّا ان يقتله(خطأ) [١]آنكس كه مؤمنى را به خطا بكشد، فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ،أى فعليه تحرير رقبة،بر اوست كه بردۀ مؤمن [٢]آزاد كند [٣].
بدان كه قتل بر سه ضرب است:عمد محض است و خطاى [٤]محض است و خطاء شبيه بالعمد،و مذهب ابو حنيفة و شافعى هم اين است،و مالك[گفت] [٥]بر دو ضرب است:عمد و خطا،و آنچه ما شبيه [٦]عمد گفتيم او عمد گفت.
امّا قتل عمد را در وقود باشد و قصاص،الّا كه اولياى مقتول عفو بكنند يا به ديت راضى شوند.و خطاى شبيه [٧]عمد آن باشد كه:قصد كند به تأديب كسى كه او را[در] [٨]شرع باشد كه او را تأديب كند [٩]كشته شود،يا كسى را فصد كند [١٠]،يا دارو [١١]دهد و غرض منفعت و مصلحت آنكس باشد قتل حاصل شود اين خطايى باشد كه با عمد ماند،اين جا قصاص واجب نبود،بل ديت بايد دادن مغلّظ در خاصّ مال قاتل دون عاقله.
و امّا خطاى محض آن بود كه كسى تيرى به صيدى اندازد بر كسى آيد [١٢]كشته شود آنكس [١٣]بر او كفّارت باشد در خاصّ مال او و ديت بر عاقله باشد[٣٣٢-ر]، مخفّف-چنان كه بيان كرديم [١٤]-وقود نباشد به هيچ حال.
امّا قتل عمد هر عاقلى بالغ كه او قصد كشتن غيرى كند به هر آلت كه باشد از آهن و جز آن از چوب و سنگ و زهر و گلو گرفتن و هرچه به غالب عادت عند آن قتل حاصل آيد-اگر آزاد باشد و اگر بنده-و اگر كافر باشد يا مسلمان-مرد يا زن به هر وجه كه باشد قصاص واجب بود بر او [١٥]الّا كه اولياى مقتول راضى شوند به ديت يا به
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز مت+و.
[٢] .مر:بندۀ مؤمن را.
[٣] .مر+و.
[٤] .وز،تب،مر:خطاء.
[٥] .اساس،مت:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] [٦] .ملب:شبه.
[٨] .اساس،مت:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .مر:تأديب بايد كرد،چون او را تأديب كند.
[١٠] .تب،لب،مر:قصد كند.
[١١] .مر:دارويى.
[١٢] .تب،مر+و.
[١٣] .مر+را.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:چنان كه بيان كنيم.
[١٥] .اساس،مت+كه،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.