روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤ - ترجمه
تعالى راستگوىتر براى آنكه كذب بر او روا نيست بههيچوجه از وجوه [١]،او عالم است به قبح آن و مستغنى است از آن،و دروغ آنكس گويد كه به او [٢]جرّ منفعت كند يا دفع مضرّت،و اين بر خداى روا نيست.
قوله: فَمٰا لَكُمْ فِي الْمُنٰافِقِينَ فِئَتَيْنِ ،خداى تعالى به اين آيت خطاب كرد با مؤمنان صحابۀ رسول،گفت:چيست شما را كه در منافقان دو گروه شدى [٣]؟و نصب او بر حال است،چنان كه گويى:مالك قائما ههنا. وَ اللّٰهُ أَرْكَسَهُمْ ،«واو»حال است،و اركسهم و عكسهم [٤]و نكسهم،به معنى واحد،أى ردّهم الى أحكام اهل الشّرك في اباحة دمائهم،و خداى ايشان را با حكم اهل شرك برده است ازآنكه خونشان حلال است و مالشان،و سبى زنان و فرزندانشان.و الإركاس الرّدّ.و در مصحف عبد اللّٰه مسعود و ابى بى«الف»نوشتهاند:ركسهم،قال اميّة بن الصّلت [٥]:
فاركسوا في حميم النّار انّهم
كانوا عصاة و قالوا الافك و الزّورا
و در آنكه آيت در كه انزله بود پنج قول گفتند:بعضى گفتند در منافقانى كه روز أحد از رسول-عليه السّلام-بازايستادند و با مدينه شدند،و چون ايشان را در آن باب ملامت كردند جواب اين دادند كه: لَوْ نَعْلَمُ قِتٰالاً لاَتَّبَعْنٰاكُمْ [٦]... ،اصحاب رسول در ايشان به دو فرقه شدند،[قومى گفتند:كافراند] [٧]،قومى گفتند:نهاند، فذلك قوله: فَمٰا لَكُمْ فِي الْمُنٰافِقِينَ فِئَتَيْنِ .
مجاهد و ابو جعفر و فرّاء گفتند:آيت در قومى آمد كه از مكّه به مدينه آمدند [٨]و اظهار اسلام كردند به نفاق،و مدّتى به مدينه بودند،خوش نيامد ايشان را آنجا، گفتند:برويم.آنگه گفتند:به چه علّت رويم؟گفتند:به علّت تنزّه برويم از مدينه، به علّت تنزّه بيرون شدند و ره [٩]مكّه برگرفتند و نامه نوشتند به رسول-عليه السّلام-
[١] .اساس+براى آنكه كذب بر او روا نيست،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٢] .مر:آن.
[٣] .تب:شديد.
[٤] .تب،آج،لب:ركسهم،مر:أنكسهم.
[٥] .تب+شعر.
[٦] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٦٧.
[٧] .اساس،مت:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .نسخۀ لت،تا بدين جا افتادگى داشت.
[٩] .مر:راه.