روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٣
خلاف كردند در آنكه مراد به آيت كيست و اين طالبان حكم جاهليّت كيستند.
مجاهد گفت:مراد جهودانند كه[چون]حكمى و حدّى واجب شدى بر درويشان و ضعفاء ايشان براندندى [١]و چون بر توانگران و اشراف واجب شدى در توقّف نهادندى خداى تعالى بر ايشان انكار كرد گفت[حكم] [٢]جاهليّت و كفّار و عبده اوثان مىجوييد و شما اهل كتابى.
بعضى دگر [٣]گفتند خطاب است با هركس[كه] [٤]او مخالفت كند [٥]احكام خداى را و به خلاف آن كاركرد براى آنكه هرچه بيرون حكم خداى و شرع رسول باشد حكم جاهليّت بود و نصب حكم به آن است كه مفعول يبغون است و بغى طلب باشد به ناحق.
وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّٰهِ حُكْماً ،و كيست كه حكم او نيكوتر [٦]است از حكم خداى و نصب«حكما»بر تمييز است لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ،براى آنان كه ايشان را يقينى و علمى باشد و تخصيص ذكر موقن [٧]براى آن معنى است كه چند جاى اشارت كرده شد براى آنكه حكم خداى تعالى براى همهكس خود نيكوتر [٨]باشد سواء اگر موقن باشد و اگر شاكّ،جز كه موقن آن داند و شناسد و ايمان آرد به آن و منّت آن بدارد.
قوله: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصٰارىٰ أَوْلِيٰاءَ -الآية،در سبب نزول[آيت] [٩]خلاف كردند و اگرچه حكم عام است جمله مكلّفان را.عوفى و زهرى گفتند:سبب نزول آيت آن بود كه چون مشركان را به بدر آن نكبت رسيد و مسلمانان مظفّر و منصور بازگشتند جهودان را گفتند بديدى [١٠]كه خداى تعالى چه
[١] .مر:بدادندى.
[٢] .اساس ندارد،با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .مر:ديگر.
[٤] .اساس ندارد با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .وز،آج،لب،مر،لت:مخالفت كرد.
[٨] [٦] .لت:نكوتر.
[٧] .اساس،مت:موقف،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .اساس ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .آج:نديدى،لت:بديديد.